به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دومین نشست از سلسله نشست‌های مجازی “رویکرد تمدنی در مسائل راهبردی” به بررسی “مسئله نظم و آشوب در جهان” اختصاص داشت که صبح امروز با سخنرانی دکتر رسول نوروزی، عضو هیأت علمی پژهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، برگزار شد.
نوروزی در این نشست با مقایسه سه الگوی دولت ملی، قدرت‌های بزرگ و دولت تمدنی در عرصه حکمرانی، به بیان امتیازات الگوی دولت تمدنی بر سایر مدل‌های حکمرانی پرداخت.
به گفته این پژوهشگر، دولت تمدنی برای کنترل داخلی صرفا از ناسیونالیسم استفاده نمی‌کند بلکه از همه عناصر هویت‌بخش بهره می‌برد و سهم هرکدام از این عناصر در این میدان مشخص است و از همین طریق است که منازعه در داخل کنترل می‌شود. مثلا کشور افغانستان را ببینید. قوم افغان صرفا یکی از اقوام حاضر در کشور افغانستان هستند اما سهم اقوام پشتو و هزاره‌ها و… حتی در نامگذاری این کشور هم ادا نشده. ترکیه هم همین وضع را دارد برعکس ایران به خوبی از این فرصت بهره برده و قومیت‌ها و مذاهب مختلف مردمانش را به رسمیت می‌شناسد و خودش را به عنوان کشوری تک قومیتی و تک مذهبی معرفی نکرده است.
وی افزود: دولت تمدنی از طریق توجه به همه عناصر و ظرفیت‌های هویتی جامعه در داخل، وحدت و همگرایی ایجاد می‌کند و همین وجه همگرایانه است که موجب شده یکی از مهمترین صادرات ما در کشورهای حوزه غرب آسیا الگوی تعایش و همزیستی مسالمت‌آمیز باشد و این الگو برای کشور ما برندی است که امکان صدور آن به سایر کشورهای منطقه نیز وجود دارد.
به باور این عضو هیأت علمی پژهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دولت تمدنی برای کاستن از آشوب، خودش را محدود به گزینه نظامی نمی‌داند بلکه آن را در اولویت دوم و سوم خودش قرار می‌دهد. کنترل‌گری دولت تمدنی اولا و بالذات فرهنگی است. به همین دلیل هم هست که امروزه شما به جز صادرات نفت و مدارس وهابی، کالای صادراتی دیگری از افغانستان نمی‌شناسید در حالی که محصولات فرهنگی متعدد ما از فیلم و سریال گرفته تا موسیقی و کتاب در کشور افغانستان، عراق و… شناخته شده و مورد اقبال است. این نشان می‌دهد که دولت تمدنی محیط پیرامونی خودش را با توجه به داشته‌هایش کنترل می‌کند و نه از طریق ابزارهای نظامی صرف.
وی همچنین خاطرنشان کرد: در حوزه کشورهای اسلامی به جز ایران، کشورهای ترکیه و مالزی نیز تاحدودی وضع مشابهی دارند. آنها نیز به جای حرکت در جهت دولت‌های ملی بزرگ، در صدد تاسیس و گسترش دولت تمدنی هستند و تاحدود زیادی هم در این مسیر موفق عمل کرده‌اند از این رو شما بخش زیادی از محصولات فرهنگی و اقتصادی ترکیه را می‌شناسید و به خوبی با برندهای ترک و سریال‌های آنها آشنا هستید. اگر ایده شکل‌گیری دولت تمدنی با سرعت بیشتری دنبال شود خواه ناخواه معیارهای تازه‌ای مثل پول مشترک هم برای تبادلات تجاری پیدا می‌شود که می‌تواند “پول طلا” باشد و در مبادلات طرفین مورد استفاده قرار بگیرد.
نوروزی افزود: این مسیری است که در اتحادیه اروپا هم که به هر حال نوعی دولت تمدنی محسوب می‌شود، دنبال شده است البته آنها همکاری خودشان را از حوزه فنی و اقتصادی شروع کردند و در ادامه آن را به حوزه سیاست بسط دادند اما دولت تمدنی مورد نظر ما، از قلمرو فرهنگی آغاز می‌شود و به حوزه‌های اقتصادی و نظامی هم تسرّی پیدا می‌کند.
وی با طرح این پرسش که در نظم تمدنی چگونه از دامنه آشوب‌ها کاسته می‌شود، پاسخ داد: در این مدل تمدنی ابتدا قلمروهای کنترل‌گری فرهنگی مشخص می‌شود و برای جلوگیری از ایجاد تعارض حوزه اعتبار یا نفوذ هر بخش به رسمیت شناخته شده و مورد احترام قرار می‌گیرد بنابراین اگر بخواهیم تعریفی از نظم تمدنی در جهان اسلام ارائه بدهیم می‌توانیم بگوییم نظمی مبتنی بر چند دولت تمدنی است که سایر دولت‌ها در حاشیه آن قرار می‌گیرند و به عنوان دولت‌های دست دوم ایفای نقش می‌کنند اما احساس هویت و نقش‌آفرینی از این بازیگران دست دوم سلب نمی‌شود و آنها نیز از این بابت در موضع ضعف قرار نمی‌گیرند.
وی ایجاد ارتش تمدنی میان کشورهای ایران، لبنان و گروه‌هایی از پاکستان و افغانستان را به عنوان یکی از موفقیت‌آمیزترین تجربه‌های دولت تمدنی ذکر کرد و توضیح داد: این ارتش تمدنی با استفاده از همان معیارهای دولت تمدنی، مفهوم کلانی مثل مقاومت را در کانون خودش قرار داده که به امت اسلامی و سرتاسر جهان اسلام تعلق دارد و از این رهگذر قابلیت پویایی و رزمش حداکثری شده است.
وی ادامه داد: اگر این نگاه فرهنگی ناشی از دولت تمدنی شکل نمی‌گرفت ما امروز شاهد تجمیع گروه‌های مختلف از کشورهای مختلف ذیل نام مشترک “مقاومت” نبودیم از این رو پیروزی این ارتش به نام امت اسلامی سند خورده و این جذاب‌ترین بخش قضیه است. تمامی مؤلفه‌های دولت تمدنی در این ارتش تمدنی قابل ملاحظه است و می‌بینیم که آنچه برای جریان مقاومت اهمیت دارد رزم با مظاهر ظلم است دیگر اینکه چه کسی پشت دیوار ظلم قرار دارد اهمیتی ندارد. جریان مقاومت به کمک کلیه نیروهایی که مورد تعّدی دشمن قرار گرفته‌اند می‌رود؛ خواه مسلمان باشند خواه مسیحی و حتی لائیک و خداناباور.
وی افزود: این الگوی موفق رزم واحد باید در سایر حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هم ریزش و نمود پیدا کند. چه موفقیتی بالاتر از این که یک تجربه رزمی 4 یا 5 ساله  با نیروهای داعش، به شکل‌گیری تبادلات آموزشی و فرهنگی مستمر میان کشورهای جریان مقاومت منتهی شده که دولت‌های ملی یا قدرت‌های بزرگ توان فهم آن را ندارند.
انتهای پیام/

source

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *