همشهری: چهل روز از دومین روز تیر 1400، از واژگونی اتوبوس خبرنگاران در نقده، از بهت و شوک و سوگ بازمانده ها می گذرد. می گویند وقتی کسی می میرد زمین تا چهل روز برای فقدان او گریان و عزادار است. … … ادامه خبر
جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید …)
سایر منابع:
با دوستان خود به اشتراک بگذارید
می پسندم
0
سایر خبرها
فوتبال روز گذشته (پنجم مرداد) از احضار پورموسوی به کمیته اخلاق دعوت کرد. طبق اعلام فدراسیون فوتبال سیروس پورموسوی، سرمربی تیم صنعت نفت روز دوشنبه یازدهم مرداد در ساعت 16:00 جهت ادای پاره ای از توضیحات به این کمیته دعوت شدند. *واکنش مدیران دو تیم سعیدآذری مدیرعامل فولاد خوزستان در واکنش اتفاقات دیدار فولاد خوزستان – صنعت نفت آبادان در روز 5 مرداد اعلام کرد: ما مواضع خود را رسماً …
، فضاسازی غرفه ها، نصب ریسه و دپو کردن اقلام پذیرایی انجام شد و ساعت 18 ایستگاه صلواتی دهاقان کار خود را شروع کرد. برپایی ایستگاه صلواتی چندمنظوره در شهر دهاقان آری همان طور که متوجه شدید، دومین تفاوت فعالیت این گروه جهادی در غدیر با سال گذشته این بود که به غیر از روستای دزج ، برنامه ای در شهر دهاقان آن هم با حجم بیشتر هم برگزار شد، ایستگاه صلواتی دهاقان، هم در شب عید و هم …
…، دیگر بسیاری از مشکلات را نخواهیم داشت. اما عملکرد هشت ساله دولت روحانی و تمرکز تمام عیار دولت بر روی این مسئله به وضوح نشان داد که دل بستن به خارج از کشور نه تنها مشکلاتی را حل نمی کند بلکه مشکلات را افزون خواهد کرد. یقینا حسن روحانی می توانست با کارنامه ای بهتر پاستور را ترک کند اگر همان ابتدا به تجربیات گذشته مراجعه کرده بود و بجای تمرکز بر خارج از کشور با تکیه بر ظرفیت های داخل …
الی از لطف نیست و می تواند عمق ارتباط شهیدبابایی و شهید ستاری را نشان دهند. متن این روایت به شرح ذیل است: شهیدبابایی را در دوران نوجوانی و جوانی ام زیاد دیده بودم و هیچ وقت روز شهادتش را فراموش نمی کنم. شب عید قربانِ 15 مرداد سال 66 مانند همچین ایامی بود ، ساعت 4 صبح که هوا گرگ و میش بود پدرم با شهید بابایی صحبت می کرد، آن موقع موبایل و اینها هم نبود و به صورت محرمانه صحبت …
می کنید حتما موفق خواهند شد اما من اینگونه نبودم. من خوب بودم اما هیچوقت یک پدیده به حساب نمی آمدم. اکنون 10 سال از آن ال کلاسیکوی رویایی گذشته و همان شب، همچنان برجسته ترین شب فوتبالی واران است. هر چقدر این 10 سال را مرور کنید، شاید بازی خاص یا لحظه ویژه دیگری از او به یاد نیاورید. به سختی می توان واران را در نقشِ نخست یک برد لحظه آخری یا زننده یک گل مهم یا قهرمانِ یک نمایش دراماتیک …
سپهر ستاری: این ضربه وحشتناک باعث شکستگی جمجمه این ورزشکار به همراه مچِ دست او شد. برای پی بردن به شدت این مصدومیت کافی ست بدانید که براون در حین انتقال به بیمارستان با هواپیما، حتی یک لحظه هم به هوش نیامد و ضربان قلبش نامنظم بود. صحنه این حادثه تلخ، در کانال یوتیوبِ پرطرفدارش بارگزاری شد و میلیون ها نفر در همان ساعات ابتدایی به تماشای آن نشستند. کمتر اسکیت بازی را در جهان می یابید که …
نظر خوشی نسبت به من ندارد. این ملاقات ارتباط مستقیمی با آبرو و حیثیت من داشت زیرا احساس می کردم که رنج دو سال دوری از خانواده و شوق برنامه هایی که برای زندگی آینده ام در دل داشتم همه در یک لحظه در حال محو شدن است و باید دست خالی و بدون دریافت گواهینامه خلبانی به ایران برگردم. در همین فکر بودم که در اتاق به صدا درآمد و شخصی اجازه خواست تا داخل شود. او ضمن احترام، از ژنرال خواست تا برای انجام کار …
در همان گام اول 50 درصد راه را رفته است. در حدود دو ماهی که سریال آن ها به عنوان اولین سریال ژانر وحشت در پلتفرم فیلم نت پخش می شد؛ اولین نکته ای که جلب نظر می کرد؛ منتشر نشدن لحظات خنده دار از این سریال بود! هیچ کدام از سکانس های سریالی که قرار بود ترسناک یا تلخ و رعب آور باشد بین مردم دست به دست نشدند، البته که از سوی دیگر، آن ها سریالی نبود که بتواند لحظات خارق العاده ای خلق کند و …
از آرمان های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و سرکوب و دفع تجاوزات دشمنان انقلاب اسلامی، به درجه سرتیپی مفتخر شد، اما آن قدر خاکی بود که کمتر کسی او را با این درجه دیده بود. در همان سال نامش برای سفر حج نوشته شد، همه چیز برای زیارت خانه خدا مهیا بود، اما ناگهان در آخرین لحظات و در فرودگاه، از رفتن به حج صرف نظر کرد و وقتی با اصرار اطرافیان مواجه شد، گفت: مکه من این مرز و بوم است، مکه من آب های …
منتظر جواب من بود. فقیهی می پرسید: چند دقیقه تا ساعت شش مانده و نکند شاعرها نیایند ؟ گفتم: من از فلاورجان آمده ام. بقیه نمی خواهند از اصفهان بیایند… در آخر هم رسول پیدا شدن متنش را با نوای: جُستمش! به اطلاع همه رساند و همه را از نگرانی درآورد. خرید فوق العاده از دیجی کالا تک و توک مردم داشتند صندلی های پر از خالی را پر می کردند که احمدرضا پیشنهاد داد: خیلی وقت است برنامه طنز …
زبان نزدیک به کودک ورود پیدا کند تا کودک او را دوست داشته باشد و همراهی کند. این نکته در مورد بزرگ سالان هم مطرح است. من هیچ وقت دوست ندارم در این رشته تنهاترین باشم. من فکرمیکنم هر خانمی می تواند استند آپ کمدی اجرا کند و بانمک باشد ولی به اعتقاد من باید فقط کمی اعتمادبه نفس داشته باشد. در این مقوله فکر می کنم که من هیچ تفاوتی با سایرین ندارم بلکه من فقط اعتمادبه نفس دارم. البته خانم …
موهبتی همیشگی نیست؛ پس باید قدرش را دانست و نباید هدرش داد. ارشا اقدسی هم با همین نگاه بود که برای زیستن انگیزه های بسیار داشت و هر روز علاقه بیشتری به زندگی و آدم ها پیدا می کرد. اما این دوست داشتن با وابستگی همراه نبود؛ آن چنان که گفته بود: خیلی وابستگی ندارم. متاسفانه آدم ها خیلی راحت می توانند بمیرند. خیلی مهم است قدر لحظه ها را و با هم بودن را بدانیم و این انرژی را که رد و بدل می شود …
این چپ کردن. من خوشحالم که همیشه مورد هایی وجود داره که ذهن منو به چالش میکشه، چون اینجوری وقتی تموم میشه با لبخند میای بیرون نه غرور. غول چراغ جادوی خودت باش اقدسی در تیرماه 98 در پست اینستاگرامی خود، ویدئویی نفس گیر از پشت صحنه فیلم سینمایی شبی که ماه کامل شد، منتشر کرد و نوشت: هدف بدون داشتن نقشه فقط یک آرزو. من نقشه دارم و سخت تلاش میکنم برای اینکه آرزو …
کرده و تحویلش دادم؛ اندکی بعد با نگاهی متفاوت تر از همیشه، از من و پدر و مادر خداحافظی کرد و سوار اتوبوس شد؛ حال مرتضی آن روز خیلی خوب بود و چهره خندانش نور بالا می زد. چهره نور بالای مرتضی انگار در همان روز کار خودش را کرده و این آخرین دیدار ما با مرتضی بود و تنها دیدار ما با مرتضی در آغوش گرفتن چند تیکه از استخوانهایش بعد از سی و چند سال انتظار و دوری از وطن بود. مرتضی اذن …
بگشاییم و بوسه ای بر بازوان ستبر مرد طلایی المپیک توکیو بنشانیم. حالا که پس از یازده روز زمین به جای خوبی برای قهرمانان این خاک بدل شده و طلسم شکسته، لابد می توان با دستی تمام دنیا را نگه داشت و با دست دیگر طلا را لمس کرد و پا به سرزمین شور و شادی و عود و سنجد گذاشت. حالا باید از سویدای دل لبخند زد و عکسی به یادگار با بیرق خونین وطن گرفت. عکس ها خاطرات دلربا را بهتر ذخیره و دقایق خوشبختی را بیشتر ابدی می کنند. …
چنان حرارتی داره حضورش که دوست داری در تابش این گرمای زندگی بشینی بیش و بیشتر و شکفته تر بشی. مهرانه و دلنواز دعوتم کرد خانه اش در جاجرود اما سرانجام در عصر یک آدینه قدم رنجه کرد و به روزنامه اومد و چه لحظات دوستکامی گوارایی که اون روز و روزهای پس از آن با هم داشتیم تا این گفت و گو به سرانجامی چنین رسید، هر چند استاد سعید امیرسلیمانی چندباری گفت چیزهایی می پرسی که خیلی باید درباره اش فکر کرد …
، دغدغه های مردم و موضوعات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است که در فصل های بعدی هم سعی می کنیم از مماس بودن با مسائل و ماجراهای روز فاصله نگیریم. از دشواری های تولید این سریال در شرایط کرونایی و ضرورت تولید آن بگویید. معلوم نیست کرونا تا کی و چطور باشد و نمی شود تولیدات سینمایی و تلویزیونی را تعطیل کرد. کرونا هست و کارها بایستی با همه سختی هایی که دارد انجام شود. حین انجام پروژه چند بار …
طول می کشید تا تصویر بیاید و ببینیم چه خبر است، گاهی هم که برفک و صداهای خش خش روی تصویر بود یا خطی می آمد وسط صورت مجری و بازیگر و فوتبالیست و گوینده اخبار، دست محکمی می زدیم روی آن و تصویر هم برمی گشت! میان همان هول و ولای خاموشی ها و جنگ و تلویزیون های ترانزیستوری، نگاه مان به قاضی شارح بود که لطیفه ها و شعرهای موزون برایش ساخته شده بود در جامعه آن روز. زنی هم بود که بازی اش خیره کننده بود و …
0 سالگی در من شکل گرفت. تصمیم برای نوشتن به زبانی دیگر چطور؟ تقدس نخستین دیوانگی ها که سال 2004 منتشر شد اولین رمانی بود که شافاک به انگلیسی نوشت. می گوید: همیشه قطعات کوچکی به انگلیسی می نوشتم، اما آنها را برای خودم نگه می داشتم. در ترکیه جایگاهم را به دست آورده بودم. اما زمانی که برای استادی دانشگاه به امریکا نقل مکان کردم، دل را به دریا زدم. این کار به من احساس آزادی داد. هنوز هم بیان غم و حسرت به زبان ترکی برایم آسان تر است، اما قطعا طنز به انگلیسی آسان تر است. خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) خبرگزاری کتاب ایر …
به گزارش پول نیوز مرگ آگاهی کیفیت زندگی را ارتقا می دهد و انگیزه های زیستن را قوت می بخشد. می دانی که زندگی موهبتی همیشگی نیست؛ پس باید قدرش را دانست و نباید هدرش داد. ارشا اقدسی هم با همین نگاه بود که برای زیستن انگیزه های بسیار داشت و هر روز علاقه بیشتری به زندگی و آدم ها پیدا می کرد. اما این دوست داشتن با وابستگی همراه نبود؛ آن چنان که گفته بود: خیلی وابستگی ندارم. متاسفانه آدم ها خیلی راحت می …
، سرگرم کنندگی با طنز و شادی سازی یا ایجاد حواس پرتی یا این چیزها یکی گرفته شود اما چنین نیست و تصویر یک نبرد خون بار و تراژیک قرون وسطایی به همان اندازه تصویر فضای خنده دار گپ وگفت های دو زوج همسایه می تواند سرگرم کننده باشد. حذف و پاکسازی یک سریال از گوناگونی زندگی ها و تصاویر به مچاله شدن روح آن سریال و بی مایه شدنش می انجامد، درست همان چیزی که در تلویزیون نیمه دوم دهه هشتاد شمسی روی …
به گزارش گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از شهرکرد ، جدول پخش برنامه های صدا و سیمای مرکز چهارمحال و بختیاری امروز جمعه 15 مرداد 1400 به شرح زیر اعلام شده است. تهیه و تولید برنامه های تلویزیونی در این روز های کرونایی کاری سخت است، اما گروه برنامه سازان برای شادی مردم و به ویژه پرکردن اوقات فراغت کودکان در تلاش هستند. اما یکی از مشکلاتی که این روز ها برنامه سازان …
به جهان گشود. زندگی در محله شهر ری و در جوار حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) از همان کودکی وحید را شیفته ا هلبیت (ع) نمود. وحید از دوران نوجوانی تصمیم گرفت پاتوق خودسازی و تهذیب نفسش را حرم سیدالکریم قرار دهد؛ به طوری که هرگاه در تهران بود خودش را شب های جمعه به بارگاه ملکوتی حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) می رساند. وحید عاشق دستگاه پر برکت سیدالشهدا (ع) بود، به طوری که تمام اوقات غیر کاری اش را در هیئت های …
چنین کاری می رود، آدم خاصی است، روحیات خوب نفسانی دارد و کنترل شده است و روحیه خاص ارشا شادابی و کنترل نفس او بود که در سخت ترین شرایط می توانست بهترین کار را انجام دهد. خنده های ارشا فراموش نمی شود جدای از مهارت ها و توانمندی های هر انسانی، مهم ترین ویژگی او برای همکاری اخلاق و شخصیت آن فرد است، موضوعی که همه تاکید می کنند که ارشا از آن بهره مند بود. منصوری درباره ویژگی …
به گزارش “ورزش سه”، امیدوار بودیم بعد از یک روز درخشان در کشتی و وزنه برداری، روز چهاردهم المپیک توکیو نیز اتفاقات ویژه ای را برای کاروان ایران به همراه داشته باشد، اما نمایندگان ایران در کشتی و کاراته نتوانستند روز چندان خوبی را سپری کنند. دو آزادکار ایرانی یعنی مصطفی حسین خانی در 74 کیلو و امیرحسین زارع در 125 کیلوگرم کار خود را روی تشک توکیو آغاز کردند که حسین خانی در همان گام نخس …
. شروع کرد به دویدن و گریه کردن. هنگام غروب بود، بیابان داشت تاریک می شد. ماندم چه کنم. رفتم زیر بغلش را گرفتم. عذرخواهی کردم، آرام نمی شد. من هم گریه ام گرفت. دوتایی نشستیم گریه کردیم. می گفت مگر نمی بینی همه رفته اند و ما مانده ایم… کار هایی که کردم برای خدا بود یا برای دل خودم گفتم با فرمانده تان کار دارم. گفت الآن ساعت 11 است، ملاقاتی قبول نمی کند. پشت در اتاقش رفتم. در …
تکرار شده است که گوش ها خو گرفته اند، اما این درد و رنج بی پایان برای خانواده درمان فاجعه است. قیوم 39 ساله هنوز لحظات مرگ خواهر 7 ساله اش در سرش رژه می روند. خوب به یاد دارد که پدرش و روستاییان چطور تقلا کردند تا سحر 7 ساله را از عمق 7 متری هوتگ نجات دهند، اما مرگ به سرنوشتش سنجاق شده بود. سحر در استخر مرگ جان داد. تصویر بی جان سحر از همان روز از ذهن برادر خط نخورده است، اما برادر سوگوار با گذشت 6 …
نزدیک به یک سال پخش شد به اسم یکی بود یکی نبود . رادیو را دوست دارم اما از سال 92 درگیر فیلم سازی شدم و همکاری ام با این مجموعه کمتر شد. وی بیان کرد: متولد قوچان هستم و شهرم را خیلی دوست دارم چون ریشه انسان خیلی مهم است. تا هفت سالگی قوچان بودم که در سال 54 سیلی وحشتناک همه شهررا خراب کرد و یکی از معدود خانه هایی که خراب نشد خانه ما بود. ما بچه ها هم با دست باغچه را می کندیم و گِل های آن …
جذبه او و تنی چند از نوجوانان آن مدرسه را گرد جلال آل احمد جمع می کند و این دوستی معلم – شاگردی به مراد و مریدی ختم می شود و تا پایان ادامه پیدا می کند. گلابدره یی در واپسین لحظات عمر معلم، دوست و یار و مرادش در کنار او ماند و روزی که جلال آل احمد درمی گذرد، در همان حوالی بوده و جزء اولین کسانی است که بر بالین استادش می شتابد. محمود گلابدره یی بعدها در اواخر عمر با نوشتن اثری به نام آقا …
فقط با یکی از آنها بود کاش که خانه تو دو تا در داشت دری از پیش برای همه سلام ها و خداحافظی ها و دری از پشت فقط برای درود و بدرود من کاش که تو هر سال یک سفر داشتی اما دو بازگشت و چرا زودتر نه گفتم که کاش تو دو تا دل داشتی یک دل گرم برای من و دایه ات …

source