موسی راوندی، روزنامه نگار، درباره مرگ اندیشی و زندگی از منظر حمیدرضا صدر در روزنامه ایران نوشت: حمیدرضا صدر جایی گفته بود بعضی شخصیت ها ورای کار و شغلی می شوند که به آن مشغولند. از آن فراتر می روند و دنیای دیگری را رقم می زنند. مثل همیشه هم برای حرف اش مثالی فوتبالی زده بود؛ مارادونا … … ادامه خبر
جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید …)
سایر منابع:
با دوستان خود به اشتراک بگذارید
می پسندم
0
سایر خبرها
عشق زندگی تان ثابت نمایید که اگر سرتان برود، حرف تان نخواهد رفت. قدر زمان را نمی دانید و این وضعیت جلوی پیشرفت شما را گرفته است، از امروز اهمیت بیشتری به گذر زمان بدهید و به خاطر داشته باشید که وقت طلا است. وقت خود را بیش از حد به ورزش یا هنر اختصاص ندهید و در کنار تحرک و هنرنمایی، از کارهای مهم زندگی غافل نشوید. مهمان ناخوانده ای در راه منزل شما است. با آغوش باز پذیرای این مهمان باشید و در مهمان …
بیفتد تا وادار شود دوباره و دوباره به آن ها چشم بدوزد. چندی نگذشت که ذهن کودکانه این هنرمند سِحردوست مسحور مکانیزم جادویی عکس گرفتن شد. او مشتاقانه از اشیای اطرافش عکس می گرفت تا کلکسیونی از خاطرات جهان بسازد. مانیکا درباره احساسش به هنر و تغییر شکل علاقه اش به شکل فعلی می گوید: باور دارم که کنجکاوی من در زندگی روزمره و اجسام و مفاهیمِ آشنا باعث شد که بخواهم عکس ها را دست کاری کنم تا …
می دهید که همه چیز ابتدا از فیلتر خانواده عبور کند بنابراین بهتر است ابتدا به خانواده تان بگویید تا از طریق آن ها مثلا پدر یا برادر یا مادر درخواست تان را مطرح کنید. اما اگر به این قائل هستید که خودتان ارتباط برقرار کنید ابتدا باید در ذهن تان فرد را سبک و سنگین کنید و ببینید آیا او با معیار های شما مطابقت دارد و وقتی از این مورد مطمئن شدید، حالا می توانید از او سوال کنید که آیا شما مایل …
ارتباط با خانواده بعد از کسب مدال بگو. سقف آرزوی هر ورزشکاری مدال طلای المپیک است چون بالاتر از المپیک هم نداریم. زمانی که روی سکوی نخست المپیک ایستادم تمام خستگی های این چند سال که در تمرینات داشتم و همین طور آسیب دیدگی ها از تنم بیرون رفت. بعد از اینکه با خانواده ام صحبت کردم حس بسیار خوبی بود که توانستم آنها را خوشحال کنم. لحظه ای که مدال المپیک را گرفتی، دوست داشتی چه …
را در غاری رعب آور و ناشناخته و بدون نقشه و تنها با مقدار کمی ذخیرهٔ غذائی، سرگردان باقی می گذارد. در حالی که تنش بین اعضاء گروه بالا گرفته، آنان با خطر دیگری روبه رو می شوند: جانوری هیولاصفت که همان قدر شیفتهٔ ظلمت و تاریکی است که شیفتهٔ خون… 2- فیلم نجات – Deliverance سال تولید : 1972 کارگردان : جان بورمن فیلمنامه نویس : جیمز دیکی، برمبنای رمانی نوشته خودش …
، همچنان با وجود کمبود تراشه در جهان تمامی سفارشات اپل را به موقع تحویل می دهد و در مقابل هم سود سرشاری از آن دریافت می کند. این موفقیت به سادگی به دست نمی آید. سال 2019 شرکت نفتی عربستان سعودی با نام آرامکو سهام خود را آزاد کرد و توانست در مدت کوتاهی اپل را پشت سر بگذارد. همه فکر می کردند که این دیگر آخر کار اپل است و کسی نمی تواند با شرکت های نفتی و عربستانی در بیوفتد اما بعد از گذشت چند …
سطحی عمیق تر میام هنری و خودش. روایت فیلم قرار است همچون یک کانسپت آلبوم (Concept album)، از ترانه ما همدیگر را بسیار دوست می داریم برسد به ترانه تو دیگر چیزی برای دوست داشتن نداری! حال همچون جیک لاموتا، خشونتِ روی صحنه، به زندگی شخصی هنری هم کشیده می شود. او نمی تواند دیدگاهی والاتر از خود را ببیند. پس تصمیم به حذف آن می گیرد. مرگ آن را در پایان آخرین اجرای قبلش از مرگش …
در کارتون فوتبالیست ها دیده بودیم. پسری که فوتبال سربالا، دریبل زنی و تبحرش در قرارگرفتن در موقعیت گل را از همان بچگی بار ها و بار ها حین تماشای سوباسا تمرین کرده بود و خودش می گفت هر حرکت جدید سوباسا را بار ها در کوچه و محله شان در آزادشهر تمرین کرده است. دنیا برای پسربچه ها همین قدر ساده است؛ اینکه رؤیایشان را بسازند، دنبالش بدوند و همه لذت های زندگی و جوانی را برای رسیدن به همین رؤیا هزینه …
، ثبات مالی تان را در آینده ثبات بخشید. دوستان تازه ای پیدا می کنید و دامنه رفقای تان را گسترش خواهید داد. امروز از آن روزهاست که همسر یا عشق زندگی تان حال و حوصله شما را ندارد و بهتر است که ایشان را به حال خودش رها کنید. خبری فرخنده به دست تان می رسد. این خبر زمینه شادی شما و اعضای خانواده را فراهم خواهد کرد. به لحاظ کاری پیشرفت و موفقیتی را شاهد خواهید بود. شادی های خود را با دوستان و آشنایان به …
را دیدم گفتم چه خبر داریوش جان! سرش را پایین انداخت. فهمیدم چیزی شده. خودم هم خواب دیده بودم. برای همین مطمئن بودم که علی شهید شده است. پسرم در 15 آبان 62 در عملیات والفجر 4 با اصابت ترکش به قلبش به شهادت رسیده بود. پیکر علی را یک هفته بعد از شهادتش آوردند. هنگام تدفین خیلی بی تابی کردم. چون باردار هم بودم حالم بد شد. من را به بیمارستان رساندند. در عالم خودم گریه می کردم که ناگهان دیدم دو خانم چادری آمدند. یکی شان به من گفت چرا این طور بی تابی می کنی؟ من آن قدر شهید داده ام، تو چرا بی تابی می کنی؟ جز من کسی آن خانم را ندیده بود. از همان لحظه خدا به من صبری زینبی داد… …
. منتها به جای آن که آن ذهنیت منفی را بزداید یا دست کم بر رشتۀ تحصیلی خود در دانشگاه فردوسی مشهد (تعلیم و تربیت) تأکید کند یا حتی به سبک دهۀ 60 بگوید: من با مدیریت جهادی و برای تحول، تربیت و تزکیه را بر تعلیم مقدم می دارم باز ذهن همه را به همان پیش دبستانی و مهد کودک برد و گفت: من در حوزۀ پیش دبستانی، یک مدلی دارم و دربارۀ آن ادعا هم دارم. من یک مدلی را در پیش دبستانی امام رضا اجرا کردم …
ها هم نباشند. به قول سر الکس فرگوسن افسانه ای کسانی که در شکست ها کنارمان نیستند، در پیروزی ها هم حق ندارند باشند . دنیا نه، اما دوره مدیریت تان به آخر رسیده تیم ملی ما در المپیک و مقابل ژاپن نباخت؛ بلکه زمانی ناکام شد که بدون هیچ برنامه ای قول سکوی المپیک داده شد. والیبال کشورمان زمانی باخت که رئیس فدراسیون 2 سال این رشته را به حال خودش رها و راهی وزارت ورزش شد. والیبال …
…> هنگامی که این گروه به اهواز رسیدند، هنوز خرمشهر سقوط نکرده بود و هر لحظه فشار دشمن برای اشغال این شهر زیادتر می شد. با توجه به نیاز شدید جبهه به نیروی انسانی، با خیانت بنی صدر و دست هایی که در کار بود، مدت چهارده روز آنها را در اهواز نگه داشتند و عملاً مانع پیوستن آنان به رزمندگان در خط مقدم جبهه شدند. در زمانی که آخرین مقاومتها در مقابل فشار شدید دشمن توسط نیروهای مردمی و سپاه انجام می …
خوبی بود. تا حدود هشت ماه بعد از ازدواج که این اتفاق برای رضا افتاد روزهای بسیار خوبی داشتیم. راستش بحران عجیبی بود و حالا که از آن گذشته ایم باز احساس می کنم برگشته ایم به همان روزهای خوب. شما با آقای رویگری چقدر اختلاف سنی دارید؟ تارا: 43 سال. این مساله باعث ترس شما نشد یا دست کم حرف اطرافیان. . . تارا: به تنها چیزی که در این آشنایی به آن فکر نمی کردم …
مهر ماه سال 99 بود که صدایی کوتاه برادر راحله را متوجه پیامک ارسالی کرد.پیام از سمت شوهرخواهرش ارسال شده بود: برو خواهرت را از کف اتاق ویلا جمع کن. حسام سر در نمی آورد که این پیامک چه معنایی دارد.گیج و مبهوت بود و داشت معنا و مفهوم احتمالی این پیامک را در ذهن خودش حلاجی می کرد. اما هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که دایی حسام با او تماس گرفت و گفت: شوهر راحله با من تماس گرفته و …
الان این تجربه را کسب کرده اند و 4 سال بعد این تجربه به آن ها کمک خواهد کرد. من شاید نتوانستم نتیجه ای مد نظر مردم ایران را به دست بیاورم ولی کاری که در این مدت کوتاه انجام دادم، در ذهن بازیکنان خواهد ماند. ظاهرا میخواهید درباره یک موضوع خاص هم صحبت کنید. من فقط یک چیز را نمی توانم درک کنم و تحمل آن برایم سخت است؛ آن هم بی احترامی است. در آخرین نشست خبری من که به صورت …
ویلای شخصی شان در حسینکوه فومن،مشغول تفریح و استراحت است. شاید خیالشان راحت بود از اینکه گمان می کردند راحله در آسایش و خوش گذرانی در کنار خانواده اش است.غافل از اینکه زن بی پناه به طرز فجیعی به دست شوهرش به قتل رسیده بود و جسدش در اتاق ویلای محل تفریحشان رها شده بود. پنجم مهر ماه سال 99 بود که صدایی کوتاه برادر راحله را متوجه پیامک ارسالی کرد.پیام از سمت شوهرخواهرش ارسال شده …
. اما جز این، فرصت های دیگری هم هست. مثلاً یکی اینکه بخش زیادی از کمک به والدین را بچه هایی به عهده می گیرند که دو، سه، چهار یا پنج سال بزرگتر از فرزند دیگر هستند. به نظرم ما توانایی بچه ها را دست کم می گیریم. من بچه های مثلاً دوازده ساله ای را دیده ام که غذا می پخته اند و از بچه های کوچکتر از خودشان مواظبت می کرده اند. این بهخاطر این است که فرصت یادگیری چنین مهارت هایی از همان اول به آن ها …

source

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.