
هنر همواره نقش مهمی در بازنمایی شخصیتهای تاریخی و دینی داشته است و شخصیت حضرت زهرا(س) نیز از جمله شخصیتهایی است که هنرمندان و فیلمسازان تلاش کردهاند ابعاد مختلف او را به نسل امروز معرفی کنند. عظمت معنوی و اخلاقی این بانوی بزرگ، همواره هنرمندان را به چالش کشیده و همزمان فرصت خلق اثر هنری تأثیرگذار را فراهم کرده است. پرسش اینجاست که چگونه میتوان تصویری درست، قابلفهم و اثرگذار از حضرت زهرا(س) ارائه کرد تا نسل جوان بتواند با آن ارتباط برقرار و از آن الگوبرداری کند.
یکی از دشواریهای هنری در این حوزه، فاصله میان شخصیت تاریخی حضرت زهرا(س) و تصویری است که در باور و ذهن شیعه شکل گرفته است. این فاصله سبب میشود که هنرمندان در بازنمایی شخصیت ایشان، حفظ تقدس و شأن معنوی را در اولویت قرار دهند و همزمان با محدودیتهای روایت تصویری مواجه شوند. با وجود این چالشها، بخشهای اخلاقی، اجتماعی و رفتاری ایشان فرصت مناسبی برای خلق شخصیتهای ملموس و الهامبخش در آثار سینمایی و نمایشی فراهم میکند.
کمبود منابع تاریخی دقیق درباره زندگی حضرت زهرا(س) نیز مسئلهای است که تولید آثار هنری را دشوار میکند، اما این محدودیت هرگز مانع خلق اثر فاخر نمیشود. بخش عمده جذابیت شخصیت ایشان در رفتار، منش اخلاقی، نقش مادری، همسری و مسئولیت اجتماعی نهفته است و همین جنبهها میتواند در آثار امروز به شکلی قابلفهم و الهامبخش بازآفرینی شود.
هنر میتواند با بازتاب رفتارها و منش حضرت زهرا(س) در قالب شخصیتهای معاصر، الگویی زنده برای دختران و جوانان بسازد؛ الگویی که عزتنفس، شجاعت اجتماعی، ادب، پاکدامنی و اخلاقمداری را به شکلی ملموس آموزش دهد. چنین بازآفرینی هم اثرگذاری اجتماعی دارد و هم ارزشهای اخلاقی و دینی را به نسل جدید منتقل میکند.
ایکنا پیرامون این موضوع با ابراهیم اصغری، تهیهکننده سینما، گفتوگویی انجام داده است. اصغری از تهیهکنندگان شناختهشده سینما است که در زمینه آثار دینی، تاریخی، دفاع مقدسی و اجتماعی فعالیت دارد. از جمله تولیدات او میتوان به فیلمهای؛ «تکتیرانداز»، «آشنوگل»، «به کبودی یاس» و… اشاره کرد که هر سه در ژانر سینمای دفاع مقدس ساخته شدهاند. در ادامه مشروح این گفت وگو را با هم میخوانیم.
ایکنا – با توجه به جایگاه والای حضرت زهرا(س) و محدودیتهای موجود در منابع تاریخی و هنری، مهمترین چالشی که هنرمندان برای ارائه تصویری الهامبخش و در عین حال مقدس از ایشان با آن روبهرو هستند چیست و چگونه میتوان بر این چالش غلبه کرد تا شخصیتی ملموس و الگویی مؤثر برای نسل امروز، بهویژه جوانان، خلق شود؟؟
نخستین نکتهای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که حضرت زهرا(س) در باور دینی، تاریخی و عاطفی ما جایگاهی دارد که فراتر از یک شخصیت معمولی است و همین جایگاه، کار هنرمندان را دشوارتر میکند. آن حضرت نهتنها یک بانو با مقامی بلندمرتبه در تاریخ اسلام است، بلکه معصوم، دختر آخرین پیامبر الهی، همسر امیرالمؤمنین(ع) و مادر امامان شیعه است و این مجموعه ویژگیها سبب شده که تصویر ایشان در ذهن ما با تقدسی عمیق همراه شود؛ تقدسی که باید در هنر نیز حفظ شود و همین حفظ تقدس، مرزها و محدودیتهایی را برای هنرمند ایجاد میکند. بسیاری از هنرمندان از بیم آنکه نتوانند تمام شأن و عظمت شخصیت حضرت زهرا(س) را بازنمایی کنند، احساس میکنند ابزار هنری برای این کار کافی نیست.
زندگی حضرت زهرا(س) اگرچه از نظر زمانی کوتاه بوده، اما به لحاظ معنوی و اخلاقی پهنای بسیار گستردهای دارد و همین گستردگی، نیازمند نگاهی عمیق و پژوهشی شده است. بخش زیادی از تصویر ما از آن حضرت از طریق نقلهای تاریخی، روایات شفاهی، مدایح و منابع دینی منتقل شده و این بخشها گاه پراکنده و محدود است؛ بنابراین هنرمند باید از میان دادههای محدود، تصویری بزرگ و الهامبخش خلق کند. این تناسب میان دادههای محدود و عظمت شخصیت، مهمترین چالش هنرمندان در پرداختن به این موضوع است.
چالش دیگر این است که در آثار نمایشی و بهویژه سینمای تاریخی، امکان نمایش چهره معصومین(ع) وجود ندارد و این محدودیت مانع میشود بسیاری از فرازهای زندگی حضرت زهرا(س) به شکل تصویری روایت شود. اگر امکان نمایش مستقیم وجود داشت و اگر هنرمندان میتوانستند همه ابعاد اخلاقی، رفتاری و اجتماعی آن حضرت را به شکلی دقیق و بدون محدودیت نشان دهند، بیتردید شخصیت حضرت زهرا(س) میتوانست برای نسل امروز، بهویژه دختران جوان، به یک الگوی عینی و تأثیرگذار تبدیل شود.
ایکنا – برخی افراد یکی از چالشهای هنرمندان در آثار مرتبط با حضرت زهرا(س) را کمبود منابع در تاریخ رسمی درباره جزئیات زندگی ایشان میدانند. با این شرایط، چگونه میتوان تصویری قابلاستفاده، الهامبخش و اثرگذار برای جوان امروز ترسیم کرد تا بتواند از این شخصیت الگو گیرد؟ بهویژه اینکه نسل امروز به الگوهای رفتاری ملموس و عملی نیاز دارد.
کمبود منابع تاریخی هرگز به معنای ناتوانی در خلق شخصیت نمایشی نیست، بلکه نحوه استفاده صحیح از همین منابع میتواند اثری باشکوه پدید آورد. مهمترین نقطه ورود هنرمند به شخصیتهای دینی، اخلاقیات و شیوه تعامل اجتماعی آنهاست؛ زیرا جنبههای اخلاقی، رفتاری و اجتماعی بیشتر از هر چیز قابلیت نمایش دارند. وقتی یک مخاطب با شخصیت بزرگی مواجه میشود، آنچه در ابتدا او را جذب میکند عبادات شخصی یا ویژگیهای پنهان نیست، بلکه رفتاری است که آن شخصیت در مواجهه با دیگران بروز میدهد و همین رفتار، تصویری ماندگار در ذهن مخاطب میسازد.
حضرت زهرا(س) در باور دینی، تاریخی و عاطفی ما جایگاهی دارد که فراتر از یک شخصیت معمولی است و همین جایگاه، کار هنرمندان را دشوارتر میکند
در مورد حضرت زهرا(س) ما بخشهایی از رفتارهای ایشان را در نقشهای مختلف یک همسر نمونه، یک مادر دلسوز، یک دختر وفادار و یک بانوی فعال در عرصه اجتماعی میشناسیم؛ این بخشها دقیقاً همان نقاطی هستند که میتوانند در آثار نمایشی به نمایش گذاشته شوند. اخلاق خانوادگی، شیوه تربیت فرزندان، احترام به همسر، مشارکت در امور خانه، همراهی با امیرالمؤمنین(ع) در بزنگاههای سخت و نیز نقشآفرینی در دفاع از حق و عدالت، همگی از موضوعاتی هستند که میتوانند در قالب شخصیتهای امروزی بازآفرینی شوند.
نکته مهم این است که هنر لزوماً نیاز ندارد شخصیت را در زمان خودش محدود کند. هنرمند میتواند شخصیتهای امروزی بیافریند که بخشی از اخلاقیات و منش حضرت زهرا(س) را در رفتار روزمره خود بازتاب دهند. وقتی مخاطب یک دختر امروزی را میبیند که با الهام از حضرت زهرا(س) عزتنفس، وقار، پاکدامنی، ادب، اخلاقمداری و شجاعت اجتماعی را تمرین میکند، آنگاه ارتباط بیشتری با پیام اثر برقرار خواهد کرد. این نوع بازتاب اخلاقی، هم از نظر هنری قابلاجراست و هم از نظر تأثیرگذاری اجتماعی بسیار کارآمدتر است.
از سوی دیگر، جنبههای اجتماعی شخصیت حضرت زهرا(س) نیز قابلاستفاده است. حضور ایشان در ماجرای دفاع از حق امیرالمؤمنین(ع)، سخنان روشنگرانه و اقدامهای اخلاقی در مسائل اجتماعی، الگوهای ارزشمندی هستند. اگر هنرمند بتواند این الگوها را با مسائل امروز مانند عدالتخواهی، مسئولیتپذیری، مطالبهگری اخلاقی و دلسوزی نسبت به جامعه تطبیق دهد، مخاطب جوان درمییابد که شخصیت حضرت زهرا(س) فقط مربوط به گذشته نیست، بلکه امروز هم میتواند راهنما و الهامبخش باشد.
ایکنا – اگر بخواهیم نوعی بازتاب امروزی از رفتار آن حضرت ارائه دهیم، مثلاً در ارتباط با موضوعاتی مانند حجاب، دینداری یا رفتارهای اخلاقی دختران جوان، چگونه میتوان این مواجهه را به شکل نمایشی و قابلفهم بازآفرینی کرد تا نسل امروز بتواند از آن الگو بگیرد؟
مهمترین کار برای بازآفرینی شخصیتهای دینی، درک عمیق از روح رفتار آنهاست، نه صرفاً نقل ظواهر تاریخی. اگر رفتار حضرت زهرا(س) را در مواجهه با زنان جامعه خود تحلیل کنیم، درمییابیم که محور اصلی رفتار ایشان «هدایت، محبت و رویکرد اصلاحگرانه» بوده است. فرض کنیم حضرت زهرا(س) در برابر یک زن که پوشش مناسبی ندارد یا دچار ضعف اعتقادی است قرار میگرفت؛ بیتردید آن رفتار بر پایه دلسوزی، احترام، هدایتگری و تلاش برای اثرگذاری اخلاقی بوده است، نه برخوردهای تند و غیرسازنده. این نوع رفتار، همان چیزی است که باید در آثار نمایشی بازتاب داده شود.
وقتی شخصیتهای امروزی در آثار نمایشی خلق میشوند، کافی است روح این رفتار در آنها دمیده شود. مثلاً اگر کاراکتری نماینده اخلاق و منش حضرت زهرا(س) باشد، باید در برخورد با دختر جوانی که دچار ضعف فکری یا رفتاری است، با صبر، مهربانی، هدایت آرام و بیان حقیقت همراه باشد. اگر این رفتار بهدرستی به تصویر کشیده شود، مخاطب جوان بهتر درک میکند که اخلاق دینی فقط توصیههای خشک نیست، بلکه رویکردی انسانی و واقعبینانه نسبت به جامعه دارد.
مسئله مهم دیگر این است که رفتارهای حضرت زهرا(س) براساس «مصلحت حقیقی انسانها» شکل میگرفت و این مصلحت، مبتنی بر رشد اخلاقی و نجات فکری بود. بنابراین در پرداخت امروزی نیز باید بر رفتارهایی تمرکز کرد که کمک میکند شخصیتها رشد یابند. این نوع روایتپردازی باعث میشود مخاطب بهجای احساس فاصله، احساس نزدیکی و الگوگیری داشته باشد. هر اندازه اثر نمایشی بتواند رفتارهای اصلاحگرانه، ادب، صبر، مهربانی و شجاعت اخلاقی را در قالب انسانهای امروزی بازنمایی کند، امکان الگوگیری واقعی افزایش مییابد.
نخستین آسیب، شعارزدگی است؛ زیرا هرگاه اثر هنری به شعار تبدیل شود، ارتباط عاطفی و عقلانی با مخاطب از بین میرود. مخاطب امروز بسیار دقیق، منطقی و پرسشگر است و اگر احساس کند با مجموعهای از شعارها یا تحمیل ارزشها روبهروست، از اثر فاصله میگیرد. بنابراین اثر مرتبط با حضرت زهرا(س) باید از کلیگویی و بیان مستقیم ارزشها پرهیز کرده و بهجای آن، ارزشها را در رفتار شخصیتها نشان دهد.
هنرمند میتواند شخصیتهای امروزی بیافریند که بخشی از اخلاقیات و منش حضرت زهرا(س) را در رفتار روزمره خود بازتاب دهند
آسیب دوم اغراقگویی است. گاهی برخی روایتها به دلیل افراط در بزرگنمایی، از مرز عقلانیت عبور میکند و همین امر موجب میشود نسل جوان نتواند با آنها ارتباط برقرار کند.
آسیب سوم ساخت آثاری است که بدون پژوهش و ارزیابی کارشناسی تولید میشوند. اثر موفق در حوزه دینی باید مبتنی بر تحقیق دقیق، تحلیل تاریخی و فهم صحیح از روح دین باشد. وقتی روایتها بر پایه پژوهش معتبر باشد و از افراط و تحریف دوری کند، مخاطب احساس میکند با اثری معتبر مواجه است. این اعتبار، پل ارتباطی میان هنر و نسل جوان خواهد بود.
ایکنا – پرسش پایانی، درباره نقش مدیران فرهنگی است. برخی اهالی هنر معتقدند که مدیران فرهنگی در حمایت از آثار دینی جدیت کافی ندارند. شما با سابقه طولانی در حوزه تولید آثار ارزشی و دینی، نقش مدیران فرهنگی را چگونه ارزیابی میکنید؟
تجربه سالهای طولانی فعالیت در حوزه دینی و ارزشی نشان میدهد که مدیریت فرهنگی در کشور دچار ضعفهای جدی است. بسیاری از مدیران فرهنگی، نه بهدلیل بیاعتقادی، بلکه بهدلیل گرفتار شدن در روزمرگی، محافظهکاری و کمبود جسارت، از طرحهای مهم و تأثیرگذار حمایت نمیکنند. این مسئله موجب شده بسیاری از هنرمندان احساس کنند که نباید منتظر حمایت رسمی بمانند و خودشان باید پیشگام تولید آثار فاخر باشند.
البته مدیران متشرع و دغدغهمند وجود دارند، اما متشرع بودن بهتنهایی کافی نیست. یک مدیر فرهنگی باید علاوه بر ایمان، جسارت، نگاه راهبردی و آگاهی عمیق نسبت به مسائل هنری داشته باشد. همچنین لازم است کارهای دینی با نگاه کارشناسی و نه براساس سلیقه شخصی مدیران برنامهریزی شود. هرگاه مدیران با نگاه محدود و سلیقهای تصمیم گیرند، نتیجه آن تولید آثار ضعیف یا کنار گذاشته شدن طرحهای مفید خواهد بود.
مسئولیت نهایی بر دوش هنرمندان است. هنرمندان باید با تلاش، پژوهش و خلق آثار فاخر، زمینهای فراهم کنند که مدیران ناچار به حمایت شوند. هنر فاخر، خود راه باز میکند. اگر هنرمندان بتوانند طرحهایی قوی ارائه دهند، حتی مدیران محتاط نیز مجبور به پشتیبانی خواهند شد. بنابراین آینده آثار دینی، بهویژه آثاری درباره حضرت زهرا(س) در گرو تلاش مشترک هنرمندان آگاه و مدیران شجاع است.
انتهای پیام
source