نویسنده کتاب «آفتاب در محراب» در گفتوگو با ایکنا:
لحظات و ایام تحویل سال 1404 خورشیدی در سیامین روز اسفند در قامت همنشینی تقویم شمسی و قمری، مصادف با روز ضربت خوردن مولای متقیان، شیر ژیان، امیر بیان، حضرت علی(ع) در نوزدهمین روز ماه مبارک رمضان است.
این دو مهم، در سیر فراز، فرود و همنشینی تقویمی چیزی فراتر از قضا، قدر و اتفاق در حوزه نگرش تبیینی و تحلیلی مردمان باورمند به آیینها، شعائر و فرایض دین هدایتگر و مبین اسلام در سرزمین اهورایی ایران به شمار میرود.
لحظات نو شدن، پوشیدن رخت جدید بر تن سالی کهنه، به دور انداختن قبای آن و بر تن کردن خلعتی نو در قامت «نو شدن» روزگار یاهمان «نوروز» با نام امیر المؤمنین(ع) آنهم به گاه ضربت خوردنش؛ مجالی بس عمیق در پس اندیشیدن به آن قسمت مشیت، خواست و عظمت تقویمی، تاریخی و نگاهی که خداوند سبحان برای مردمان این سرزمین با خود بههمراه داشته است را در ذهن هر اندیشمند، اهل تحقیق و تدقیق بازآفرینی میکند.
حال به گاه این همنشینی در ساحت پشت سر گذاشتن سال 1403 خورشیدی و گام نهادن به سال جدید (1404) آن هم در ثانیهثانیه ایامی که به نام امام اول شیعیان گره خورده، در کنار تمامی آرزوهایی که برای سال نو با خود بههمراه داریم، تبعیت و بر گرفتن اسوهای چون مولای متقیان(ع) در تمامی مراحل زندگی است که میتواند خود راهنمایی برای سالی نیکو در پیش باشد.
به همین بهانه، خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) بنا شد تا در مرور آثار منتشر شده با نام امام اول شیعیان به گاه ماه صیام و در مقام قرار گرفتن چنین آفتابی در محراب، ضربهای که ابن ملجم مرادی بر فرق نازنین او وارد آورد و مسیر اسلام را در قامت خوانش شیعی به سویی دیگر در ساحت دلدادگی برد، در میان آثار مرقوم و مکتوب شده به روایتی بپردازیم که خاصه در زبان، بیان و اهدافش، نسل امروز یعنی نسلِ نوجوان و جوان که بیش از هر نسلی دیگر نیازمند ارائه الگو برای ادامه زیست خود در مسیر رستگاری است را برگزیند.
بر همین مدار و نمط با بهزاد دانشگر، نویسنده کتاب «آفتاب در محراب» که جلد سوم از مجموعه 14 جلدی «چهارده خورشید؛ یک آفتاب» به شمار میرود، در این ایام غمین اما پر فیض لیالی قدر همراه شدیم که حاصل این گفتوگو در ادامه از خاطر شما میگذرد.
ایکنا- جناب دانشگر یکی از بخشهای ثابت علاقهمندان به حوزه کتاب، خاصه کتابهای دینی به آثار مکتوبی بازمیگردد که با محوریت مولای متقیان، حضرت علی(ع) به رشته تحریر درآمده است. برای گفتوگوی تخصصی و ورود به آن، پیش از هر چیز، از نحوه پیدایش و تولد کتاب «آفتاب در محراب» بگویید؟
کتاب «آفتاب در محراب» یک جلد (جلد سوم) از مجموعه 14 جلدی «چهارده خورشید؛ یک آفتاب» است که این مجموعه سالها پیش از این، حدود 15 سال قبل، کار تحقیقی، پژوهشی، نگارش و انتشار خود را پشتسر گذاشته است و از مجموعه آثاری بود که به گاه انتشار بسیار مورد اقبال مخاطبان نیز قرار گرفت. حال بعد از چند سال گذار از انتشار این اثر طی بازه زمانی اخیر با تغییر ناشر این اثر با شکل، شمایل و طراحی متفاوت و جذابی به تازگی توسط ناشر دیگر (انتشارات شهید کاظمی) منتشر شده است.
مجموعه 14 جلدی «چهارده خورشید؛ یک آفتاب»، مجموعهای در حوزه ادبیات دینی مبتنی بر گونهای زندگینامهنویسی است و در شکل روایت آن تلاش کردم تا از فرم مینیمالیستی برای نگارش این مجموعه بهره ببرم. سعی دیگر بر آن بود در همین قالب قالب مینیمال زندگی هر یک از معصومین(ع) را به شکلی موجز اما جذاب و با چرخیدن قلم به سمت شکل روایت داستانی برای مخاطب روایت کنیم.
هر کتاب اختصاص به زندگی یک معصوم دارد و شامل 100 برش از زندگی آن معصوم میشود. آنچنان که عنوان شد در فرمی بسیار کوتاه و موجز با زبانی ساده نزدیک به روایتی داستانی آن را منتشر کردیم.
این شیوه نگارشی و انتخاب این فرم در پس کار تحقیقی صورت گرفته است. چرا که براساس همان روند کار پژوهشی و تحقیقی متوجه شدیم که این شیوه در حوزه خلق آثار ادبی با محتوای روایتهای دینی بیشترین اقبال را میان جامعه نوجوان و به ویژه جوانان کشورمان در زمانه حاضر با خود به همراه دارد و این گروه سنی و مخاطبان هدف آن، یعنی نسل نوجوان و به ویژه جوانان که به گاه انتشار فصل نخست این مجموعه چه 15 سال قبل و چه انتشار مجدد آن، استقبال بسیار خوبی از این آثار داشتهاند.
ایکنا- برای ورود به گفتوگوی تخصصی از جملات پایانی شما وام میگیرم. از یک سو طی یک دهه اخیر یکی از اصلیترین چشماسفندیارهای حوزه آثار ادبیات داستانی با محوریت ائمه اطهار(ع) تنها در ظاهر شکل داستان داشته و مخاطب در همراهی با سطور این آثار چیزی بیشتر از همان نگارش تاریخی دستگیرش نشده و به همین سبب بخشی از این آثار به جای آنکه میان مخاطبان جذبه برای همراهی ایجاد کنند به دفع آنها منتج شده است. تأکید شما بر انتخاب زبان ساده و شکل داستانی، آنهم در قالب نگاه مینیمال و موجز پاسخی به این آسیب موجود در حوزه ادبیات داستانی دینی کشورمان با محوریت ائمه اطهار(ع) است یا مطالبهای است از سوی ناشر که با شما برای انتشار این اثر در میان گذاشته است؟
خیر! به تحقیق این انتخاب از طرف من بوده است. زمانی که این مجموعه را مینوشتم به هیچ روی مشخص نبود که قرار است کدام انتشارات آن را به زیور طبع بیاراید.
در آن مقطع نخستین برای نگارش این مجموعه 14 جلدی براساس تحقیقی که درباره کتابهای مربوط به ائمه معصومین(ع) انجام داده بودم، با سه آسیب جدی مواجه شدم. نخست آنکه، احساس میکردیم کتابهایی که درباره اهلبیت(ع) تا به امروز نوشته شده بیشتر یک متن تاریخی و پژوهشی است و همین مسئله باعث شد که این دسته از کتابها که اغلب هم بسیار مطول هستند کمتر مورد اقبال مخاطب نسل نوجوان و جوان قرار گیرد.
آسیب دوم به زبان این آثار برمیگردد که اغلب نویسندگان سراغ انتخاب زبانی ثقیل، مطنطن و سنگین میروند و این زبان را برای آثار حوزه پژوهشی، تاریخی و دینی بیشتر میپسندیدند؛ اما نکته آن است که انتخاب چنین زبانی برای نسل جوان چندان جذاب به شمار نمیرود.
آسیب سوم نیز به این مهم بازمیگشت که این دسته از آثار به سبب حجم بالایی که داشتند ناگزیر قیمت اثر نیز به همان میزان افزایش پیدا میکرد و توان خرید آن برای همه میسر نبود. این مسئله حتی در صفحه بندی و طراحی جلد نیز گاه رُخنمایی میکرد و کمتر شاهد طراحیهای جذاب برای جذب مخاطب بودیم.
جمیع این اتفاقها در غالب کار پژوهشی وقتی به دست رسید،تلاش کردم تا در قامت همراهی با دوستان نویسنده دیگر، مجموعهای را تدوین کنیم که از این آسیبها فاصله داشته باشد.
نکته دیگر آنکه اگر به 15 سال پیش بازگردیم، در حوزه آثار ادبیات داستانی با محوریت ائمه اطهار(ع)، شکل انتشار آثار در قالب یک مجموعه 14 جلدی به هیچ وجه صورت نگرفته بود و این اولین قدم در این عرصه به شمار میرفت.
مؤلفه بعدی آنکه این مجموعه را نسبت به آثار همدوره خود حتی تا به امروز متمایز میکند برگزیدن جنس روایت مینیمالیستی از زندگی ائمه اطهار(ع) است. اینکه تلاش کنیم در قالب این نگاه مینیمال، برشهایی کوتاه اما جذاب و آموزندهِ کمتر بیان شده و درعینحال فرهنگساز را انتخاب کرده و در شرایطی به مخاطب ارائه دهیم که در گام نخست خواندن این برشها زمان زیادی از مخاطب نگیرد و مخاطب بتواند در یک زمان کوتاهی آن را مطالعه کند.
گام دوم آنکه طبق همان قواعد و چهارچوب داستانهای مینیمال، زبان انتخابشده زبانی بسیار ساده مدنظر قرار گرفت و گام سوم آنکه حجم کتاب را تا حد امکان کمتر کنیم تا چه در زمینه طراحی جلد و صفحهآرایی و چه درنهایت قیمت تمام شده اثر، بتوانیم اثری مقبول را در شرایطی به مخاطبان ارائه دهیم که دامنه گستردهتری از آنها توانایی خرید این مجموعه، همراهی، همبنشینی و دریافت مبانی مطرح شده در آن را داشته باشند.
ذکر این نکته نیز الزامی است که در حوزه طراحی چه طراحی جلد؛ چه طراحی صفحه و صفحهآرایی، ذائقه نسل جوان و امروز را مدنظر قرار دادیم و ضمن پرهیز از کلیشههای قدیمی، پا به فضای جدید و موردپسند جامعه مخاطبان هدف امروز یعنی نسل نوجوان و جوان گذاشتیم.
ایکنا- ضمن قدردانی در ساحت الزام کار پژوهشی قبل از نگارش این مجموعه و درنهایت تحصیل مؤلفههایی مانند تلاش برای رسیدن به زبان ساده، کم حجم و نیز دقت در جنس طراحی و نظایری از این دست که به آن اشاره کردید، اجازه میخواهم این پرسش را نیز با شما مطرح کنم که آیا جمیع کارهای تحقیقی و پژوهشی پیش از نگارش این اثر توسط شما صورت گرفته یا گروه پژوهشی به شکل مجزا آن را انجام داده و شما از خروجی آثار آن پژوهشگران برای روایت و نگارش «آفتاب در محراب» و 13 جلد دیگر این مجموعه بهره بردهاید؟
به این نکته باید توجه داشت بخشی از نویسندگانی که با این مجموعه همراه بودند، همگی پژوهشگر نبودند و بر این اساس بخشی از آنها از تجربههای صورتگرفته و منتشرشده بهره بردهاند.
اما در ادامه راه در همراهی با پژوهشهای صورت گرفته ما را بیش از پیش بر آن داشت تا پیش از آنکه برای تدوین مجموعه 14 جلدی دست به قلم ببریم و درنهایت آن را منتشر کنیم، لازم است تا در کنار بهره بردن از پژوهشهایی که تا آن لحظه صورت گرفته بود، به شکلی جدیتر بخشی دیگر از مؤلفههای ذهنی خود را برای روایت این اثر در قامت کار پژوهشی مورد استفاده قرار دهیم.
چرا که احساس میکردم برای روایت اثری متفاوت، آنچنان که از ابتدا مدنظر داشتیم باید به منابع تاریخی دست اولتر و روایت برشهایی از زندگی ائمه اطهار(ع) ازجمله حضرت علی(ع) اشاره کنیم. روایتهایی که تا پیش از آن کمتر در آثار مکتوب به آن اشاره شده و یا اصلاً تا به آن لحظه به آن مؤلفهها اشاره نشده بود.
بر همین اساس کار تحقیق و پژوهش در حوزه منابع تاریخی را به شخص برعهده گرفتم و نهایت تلاش خود را به کار بردم که این کتابها در کنار داعیه داستانی بودنشان خالی از نگاه و چربش فعلیت و فعالیت پژوهشی نباشد. بر همین اساس تمام منابع مورد استفاده قرارگرفته در حوزه پژوهش و حتی روایتهای دست اولی که در این اثر آمده چه به شکل زیرنویس و چه در انتهای هر مجلد در قالب «کتابنامه» به مخاطبان ارائه شده است.
بر این نکته نیز باید تأکید کنم که در جنس انتخاب اسناد از بزرگان و متخصصان این امر نیز بهرههای فراوان بردهام تا آثار، مکتوبات، مستندات و اسنادی که برای کار تحقیقی به آنها رجوع کردهام از نظر ارزش و اعتبار خدشهای به آنها وارد نباشد.
بر همین اساس لازم میدانم برای روشن شدن افکار و اذهان مخاطبان شما بر این مسئله تأکید کنم که این مجموعه 14 جلدی از جمله کتاب «آفتاب در محراب» که به شکل اختصاصی درباره امام اول شیعیان، مولای متقیان، حضرت علی(ع) به رشته تحریر درآمدهاند، آثاری تام و تمام داستانی نیستند. این آثار زندگینامه هستند اما برای روایت آنها از ابزارهای داستانی، چهارچوب و قواعد خلق آثار داستانی استفاده کردهام تا بر جذابیت این اثر بیفزایند.
بر این مهم تأکید دارم که مخاطب در مواجهه با این مجموعه 14 جلدی با داستان مواجهه نیست. بلکه زندگینامه چهارده معصوم(ع) است که در شکل روایت علاوه بر نکاتی که پیش از به آنها اشاره کردم، تلاش شده تا از زبان و ادبیات داستانی برای جذاب شدن آن بهره ببریم.
ایکنا- جناب دانشگر حال که صحبت به اینجا رسید، بد نیست درباره منابعی که به آن اشاره کردهاید نیز صحبت کنیم. وقتی درباره بزرگان دین، خاصه ائمه اطهار(ع) صحبت به میان میآید، مسئله اتقان اسناد مؤلفه اول، بسیار مهم و جدی به شمار میرود. جنس نگاه شما در انتخاب این اسناد و منابع چگونه بود؟ چرا که پیش از این اشاره کردید که تلاش داشتید در مراجعه به منابع سراغ منابع دست اولی بروید. منابعی که تا پیش از این کمتر نویسندگان از آنها بهره بردهاند. پشتوانه و استحکام این منابع را به شکل مستقیم با شما مورد خطاب قرار میدهم.
آنچنان که بیان شد اصل نویسندگی این کارها عقبهای بسیار بیشتر از 15 سال پیش که تنها زمان انتشار این آثار بود را به خود اختصاص داده است. چیزی حدود سه تا چهار سال به شکل مستقیم قبل از نگارش این آثار و انتشار آنها کار تحقیقی و پژوهشی برای این مجلد 14 جلدی از جمله «آفتاب در محراب» و روایت زندگینامه مولای متقیان، زمان به خود اختصاص داده است.
اگر به 15 سال پیش یعنی زمان انتشار این اثر بازگردیم و گام خود را سه، چهار سال عقبتر، یعنی آغاز روند پژوهشی مجموعه بگذاریم، به خوبی میدانیم که برای برخی از ائمه(ع) کتابها یا آثار و منابع متعددی در حوزه کار پژوهشی در آن بازه زمانی مانند امروز وجود نداشت!
به همین سبب کار تحقیقی و پژوهشی برای این مجلد بازههای زمانی متفاوتی را به خود اختصاص داده است. به عنوان مثال درباره سیدالشهدا(ع)، امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س) در آن زمان منابع بیشتری در دست داشتیم؛ اما در این مجموعه من علاوه بر کتاب «آفتاب در محراب» که مربوط به زندگینامه حضرت علی(ع) است، کتاب «آفتاب دانش» که درباره حضرت امام باقر(ع) بود را به رشته تحریر درآوردهام.
درمورد برخی دیگر از ائمه، مانند امام کاظم(ع) و امام باقر(ع) در آن زمان نه متن مناسبی در دست بود و نه منابعی که میتوانستیم به آنها رجوع کنیم. منابع مطروحه بسیار محدود بودند.
برای نگارش کتاب «آفتاب دانش» مربوط به زندگینامه امام باقر(ع) به شکل مستقیم مجبور شدم تا از مجموعه «بحارالانوار» استفاده کنم. منبعی که به تقریب در حوزه ارزشگذاری متون تاریخی متن دست اول یا درنهایت دست دوم به شمار میرود.
برای کتاب «آفتاب در محراب» و زندگینامه امیرالمؤمنین(ع) از منابع بسیار متفاوتتر و متعددتری بهره بردم؛ اما اصرارمان بر آن بود که همه منابع، آثار معتبری باشند که چه از زاویه دید مورخین و چه از زاویه دید پژوهشگران، محققان و اهالی اندیشه حوزه آثار دینی، مورد وثوق باشند.
مسئله مشورت نیز در این میان به ویژه با دامنه پژوهشگران و مورخان، اصلی جداییناپذیر در روند کار تحقیقی این مجلدها بود. از آنها درخواست داشتیم که به ما منبع معرفی کنند و بعد براساس منابع معرفیشده از سوی آنها، من این دو مجلد یعنی «آفتاب در محراب» مربوط به زندگی حضرت علی(ع) و «آفتاب دانش» مربوط به زندگینامه امام باقر(ع) را به رشته تحریر درآوردم.
ایکنا – دو مؤلفه از منویات مقام معظم رهبری را با شما قسمت میکنم. نخست در بیانیه «جهاد تبیین»، حضرت آقا بر لزوم «روایت اول» و دوم در حوزه بیانیه جهاد تبیین، معظمله بر لزوم توجه به نو شدن زبان در گونه ارتباطی با نسل نوجوان و جوان امروز، نسلی که حتی منش، روش، بینش و نگرش آنها با یک دهه پیش نیز تفاوت پیدا کرده است، تأکید فرمودهاند. چون به این مسئله اشاره کردهاید که گام نخست چاپ این مجموعه 14 جلدی حدود 15 سال پیش و گام دوم آن به تازگی صورت گرفته، آیا در بطن و جنس روایتها برای این نوشدگی زبان در چاپ مجدد تغییراتی صورت گرفته یا ارجاع و اتقان شما به همان سندیت اول نوبت چاپ استوار بوده است؟
یکی از اصلیترین مواردی که از همان ابتدا، من و دیگر نویسندگان را برای خلق این مجموعه وارد میدان کرد تا کارهای خود را پیش ببریم، این مهم بود تا زبانی ساده و جذاب و به لحاظ ساختار، دارای روایت و تعلیق برای نوجوان و جوان تدارک ببینیم.
هدف دوم آن بود که خوانش متن، خاصه در حوزه ادبیات دینی را برای نسل امروز جذابتر کنیم.
ایکنا- همین جذابیتی که میفرمایید! با شما به شکل تام و تمام هم عرض هستم که نسل نوجوان و جوان امروز به شدت در مواجهه با محصولات هنری برای همراهی با آن دنبال جذابیت هستند؛ اما با سادگی که مورد تأکید شماست زاویه دارم. همراهی همین نسل با فضای مجازی باعث شده که تا بخش اعظمی از نسل نوجوان و جوان امروز ما احساس کنند که بسیاری از موارد را میدانند. فارغ از اینکه دانش آنها درست یا غلط است، اما وقتی محتوایی در عرصه فرهنگ و هنر به شکلی ساده به آنها ارائه شود، چندان آن محتوا را مورد پسند نمیدانند. برای این مسئله چه تدبیری اندیشیدهاید؟
سادگی با سطحی بودن دو مؤلفه متفاوت است؛ زمانی شما با یک محصول فرهنگی و هنری ساده و سطحی مواجه میشوید که تکلیفتان در بهره بردن یا نبردن از آن مشخص است؛ اما وقتی یک محصول فرهنگی هنری ساده اما عمیق به مخاطب ارائه شود به قطع جنس بهره بردن از آن متفاوت خواهد بود.
در کنار آنکه معتقدیم این مجموعه 14 جلدی از سادگی بهره میبرد اما از عمق بسیار مطلوبی نیز بهرهمند است. یعنی مخاطبان در مواجهه با هر یک از این مجلدات از جمله «آفتاب در محراب» که زندگینامه حضرت علی(ع) است؛ در بطن آن با برخی از برشهایی از زندگی مولای متقیان همراه میشود که گاهی اوقات حتی همین نسل امروز نوجوان و جوان همنشین با فضای مجازی هم چیزی از آنها نشنیده است و شبیه این برشها را در روایتهای ادبیات دینی ندیده است؛ البته که برخی دیگر از برشها را که در این مجموعه 14 جلدی آمده، مخاطب هم دیده و هم شنیده است.
این کتابها در عین حال که ساده است بسیار عمیق است و به همین دلیل معتقدیم که توجه مخاطب را به سمت خود جذب خواهد کرد. آنچنان که پیش از این نیز مخاطبان استقبال خوبی از این مجموعه 14 جلدی داشتهاند.
ایکنا- جانمایه «آفتاب در محراب» و زاویه دید راقم سطور این اثر یعنی شما، در کنار ارائه الگویی بسیار سترگ و بیهیچ تردیدی اسوهای چون مولای متقیان(ع) دیگر، حاوی چه نکاتی برای نسل نوجوان امروز است؟
معتقدم «آفتاب در محراب» روایت مردی است که اگر او را بشناسیم ببینیم و بخوانیم، نمیتوانیم عاشق او نشویم، نمیتوانیم شیدای او نباشیم، یعنی دیگر دست خود ما نیست و این مهمترین احساسی است که نسبت به این کتاب، خروجی و معنای آن دارم.
به عنوان فردی که در این کتاب تلاش کردم تا ذرهای از این عظمت خورشید جانبخش، روحافزا و بصیرتافزا را تماشا کنم و به تماشا بگذارم، به همین اندازه از دست من برمیآمده و امیدوارم آنچه که به مخاطب ارائه شده نیز چنین باشد.
این کتاب عرض ارادتی به ساحت امیرالمؤمنین(ع) است. اگر شیرینی و لذتی دارد به قطع از آن وجود نورانی و شیرین است و اگر نقص و کوتاهیهایی دارد که به حتم دارد و متن ما شایسته آن عزیز ارجمند نیست، به بضاعت اندک من باز میگردد.
گفتوگو از امین خرمی
انتهای پیام
source