ژانر علمی تخیلی، خاستگاه هنرمندان برای نظریهپردازی یا خیالپردازی درباره آینده است. حال میتواند درباره کهکشان یا دنیایی دیگر باشد یا آینده پاد-آرمانی را بهتصویر کشد. «۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی» و «بلید رانر» انقلابی در این ژانر کرده و مفاهیم عمیق را با تصاویری مسحورکننده درآمیختند. «جنگهای ستارهای»، این ژانر را به جریان اصلی تبدیل کرد و سودآورترین فرنچایز غیرابرقهرمانی را خلق کرد.
باتوجه به اینکه اکثر مخاطبان با قصههای این آثار آشنا هستند، در این فهرست به سراغ نکات کمتر شنیدهشده از پشت صحنهها میرویم.
بهترین فیلمهای علمی تخیلی تاریخ سینما
«۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی» 2001: A Space Odyssey
نکات جالب:
استنلی کوبریک، به زعم بسیاری از منتقدان، یک از پنج کارگردانان برتر تاریخ سینما است و به زعم همین افراد، او بهترین فیلم ژانر علمی تخیلی را ۵۶ سال پیش ساخته بود و هنوز این فیلم، استاندارد ژانری است که مکمل تکنولوژی است.
این فیلم نامزد ۴ اسکار شد که تنها جایزه بهترین جلوههای ویژه را برد.
«اودیسه فضایی» با بودجه ۱۰ میلیون دلاری ساخته شد و توانست ۱۴۶ میلیون دلار در نهایت فروخته و یکی از پرفروشترین آثار دهه باشد.
این فیلم در ابتدا در گیشه چندان موفق نبود، اما تعدادی از سالنداران، کمپانی MGM را راضی کردند تا فیلم را روی پرده نگه دارند. تعداد بیشتری از صاحبان سینماها متوجه شدند که مخاطبان جوان فیلم بیشتر شدهاند. گویا جوانانی که داروهای سایکدلیک مصرف کرده بودند، مشتاق دیدن سکانس دروازه ستارگان بودند.
«بلید رانر» Blade Runner
نکات جالب:
یکی از بهترین عناوین این ژانر، حین اکران با استقبال مخاطبان همراه نشد.
«بلید رانر ۲۰۴۹» همچنین دنباله آبرومندی برای این فیلم بوده و هانس زیمر، بازنوشتی محشری را از موزیک متن ماندگار ونجلیس ارائه کرد.
ریدلی اسکات کارگردان فیلم، راتگر هائر را بدون اینکه ملاقات کند، برای نقش روی بتی انتخاب کرده بود. فیلیپ کی دیک، نویسنده رمان اصلی نیز این بازیگر را بهترین انتخاب ممکن خوانده بود.
جوانا کسیدی بازیگر نقش زورا، مشکلی با مار بزرگی که دور گردنش بود، نداشت. چون این مار پیتون، حیوان خانگی خودش بود.
«پارک ژوراسیک» Jurassic Park
آیا بچهای روی کره زمین زندگی میکند که دایناسورها را دوست ندارد؟
نکات جالب:
استیون اسپیلبرگ این فیلم را با بودجه ۶۳ میلیون دلاری ساخت که آنقدر سوژه دیدن دایناسورها برای مخاطبان جذاب بود که بیش از یک میلیارد دلار فروخت.
علاقه مردم به دیرینهشناسی (مطالعه فسیل حیوانات) در عصر بمب اتم و سفر فضایی، خیلی کم شده بود. دکتر نیت اسمیت مسئول موزه دایناسورها در مصاحبهای گفته بود که پس از اکران این فیلم، علاقه جوانان به این علم، بسیار بیشتر شد و به همین علت، گونههای جدیدی از دایناسورها کشف شدند.
برخلاف اینکه نام فیلم، پارک ژوراسیک است، تنها در ۱۱ درصد از زمان فیلم، دایناسورها نشان داده میشوند.
این فیلم، قابلیتهای جلوههای ویژه کامپیوتری را به دنیا معرفی کرد.
«ترمیناتور ۲» Terminator 2: Judgment Day
نکات جالب:
تا پیش از اکران قسمت اول این فیلم، آرنولد شوارتزنگر در نبرد با سیلوستر استالونه، ناکام بود. اما شانس او بود که با یکی از بهترین کارگردانان تاریخ سینما کار کند.
جیمز کامرون این فیلم را بودجه ۱۰۰ میلیون دلاری ساخت که در نهایت بیش از ۵۰۰ میلیون دلار فروش کرد. این فیلم نامزد شش اسکار شد و ۴ مجسمه را هم به خانه برد.
رابرت پتریک برای ایفای نقش خود، بهصورت حرفهای مشغول ورزش دویدن شد و تمرین کرد تا تنها از راه بینی نفس بکشد. او بهقدری سخت تمرین کرده بود که بهراحتی توانست به موتورسیکلت ادوارد فرلانگ برسد.
دستان آرنولد برای سکانس خاطرهانگیز تیراندازی با شاتگان حین رانندگی روی موتور، آسیب دیده بود. پوست انگشتان و دستان او برای چند بار پاره شد تا بالاخره قلق تیراندازی دستش آمد.
«ماتریکس» The Matrix
نکات جالب:
برادران واچفسکی، مخاطبان را به دنیای شبیهسازی شده و سکانسهای اکشن نفسگیر، معرفی کردند.
این فیلم با بودجه ۶۰ میلیون دلاری ساخته شد و توانست ۴۶۰ میلیون دلار بفروشد. این اثر نیز ۴ جایزه اسکار را به خانه برد.
سکانس اکشن ابتدایی، نیاز به شش ماه تمرین داشت و تنها در ۴ روز فیلبرداری شد.
برادران واچفسکی از بازیگران خواستند تا علاوه برتوضیح داستان فیلم، با خواندن کتاب Simulacra and Simulation، فلسفه ماتریکس را هم توضیح دهند.
«تلقین» Inception
نکات جالب:
کریستوفر نولان تیم تلقین را شبیه به دستاندرکاران یک فیلم خلق کرده است. کاب، کارگردان است؛ آرتور، تهیهکننده است؛ آریادنی، طراح صحنه است؛ ایمز، بازیگر است؛ سیتو، استودیو است و فیشر، بیننده است.
بااینکه بسیاری از سکانسهای فیلم، حالوهوای خیالی دارند، اما راهروی گردان، بهمن کوهستان، جاذبه صفر و پله پِنروز با جلوههای ویژه میدانی ساخته شدند.
مانند «شوالیه تاریکی» دیگر فیلم نولان، هیچ یکی از صحنههای فیلم با تیم دوم، فیلمبرداری نشده است. او بههمراه والی فیستر، تمام صحنهها را خودشان فیلمبرداری کردهاند.
نام کاراکتر یوسف، به این علت انتخاب شد که یوسف پیامبر نیز معبر خواب بود.
«ای.تی. موجود فرازمینی» E.T. the Extra-Terrestrial
نکات جالب:
حتی اسپیلبرگ هم فکرش را نمیکرد که این فیلم، ۸۰۰ میلیون دلار بفروشد. او این اثر را با بودجه ۱۰ میلیون دلاری ساخته بود که ۴ جایزه اسکار نیز برد.
اکثر سکانسهای کاراکتر ای.تی را یک مرد بسیار کوتاه قد ۸۰ سانتی بازی میکند. اما صحنه آشپزخانه را یک پسربچه ۱۲ ساله که بدون پا متولد شده بود، بازی کرده است.
اسپیلبرگ اکثر سکانسهای فیلم را در قد یک کودک فیلمبرداری کرده است تا ارتباط کاراکتر الیوت با ای.تی، برای مخاطبان عمیقتر شود.
«آواتار» Avatar
نکات جالب
آواتار بهاندازهای تکنولوژی در عرصه سینما را جلو برد که شایسته دریافت بیشتر از ۳ اسکار در شاخههای فنی بود.
اکثر صداهای حیوانات در سیاره فیلم، بازیافتشده از صداهای دایناسورهای فیلم «پارک ژوراسیک» است.
سکانس نبرد پایانی فیلم، دقیقا دویست سال بعد تاریخ تولد جیمز کامرون است.
جیمز کامرون، بهعنوان یک کارگردان سختگیر مشهور است. او حین ساخت «آواتار» یک تفنگ میخکوب حمل میکرد تا اگر موبایل کسی زنگ خورد، موبایل او را روی دیوار میخکوب کند.
«ترانسفورمرها ۱ تا ۴» Transformers
گزینه آخر، لزوما بهترین فیلمنامه و بهترین قصه را ندارد. اما کیفیت جلوههای ویژه روباتها و انفجارها در این فیلم، هنوز رقیبی ندارد. آثار مارول نیز با ۲ برابر هزینه نیز هنوز به پای قسمت سوم و چهارم این فیلم نرسیدهاند.
لحظه انفجار Scorponok در فیلم، با جلوههای ویژه میدانی واقعی ساخته شده است. این انفجارها نزدیک بازیگران صورت میگرفت و خیلی برای آنها خطرناک بود. مایکل بی به بازیگران گفت بود که وقتی به آنها گفت بدوید، با تمام توان بدوند و به هیچ عنوان نایستند. چون این احتمال وجود داشت که آسیب جدی ببینند و با حتی بمیرند. به همین علت، چهره وحشتزده بازیگران در این سکانس، از روی ترس واقعی بوده است.
برای اینکه حال و هوای این فیلم واقعیتر بنظر رسد و هزینهها کاهش یابد، وزارت دفاع آمریکا علاوه بر شراکت در فیلم، هواپیماهای f-22 و cv-22 بههمراه تعداد زیادی ماشینهای زرهای و جیپ را در اختیار تیم فیلمبرداری قرار داد. علاوه بر این، نظامیان واقعی نیز در فیلم حضور دارند. مایکل بی برای جبران این کمکها، فیلم را رایگان و زودتر از اکران عمومی، برای سربازان اکران کرد.
مگان فاکس، رانندگی با موتور سیکلت را بلد نبود و نیاز داشت تا یک نفر از پشت، موتور را هل دهد و حین ایستادن، دو نفر موتور را قبل از توقف کامل، بگیرند.
ربات Driller از ۷۰ هزار قطعه تشکیل شده است و کمپانی سازنده جلوههای ویژه، از تمام ظرفیت کامپیوترهای خود برای این سکانسها استفاده میکردند و رندر کردن هر فریم این ربات، ۱۲۲ ساعت زمان میبرد. هر فریم حمله Driller به برج، ۲۸۸ ساعت زمان برده بود.
انتهای پیام/
source