Wp Header Logo 2808.png

ادبیات فارسی خاستگاه حکمت و اخلاق و انساندوستی است و از این رو در ماه خدا چیدن میوه‌های رنگارنگی که از اشجار حکمت بزرگان ادب ایران باقی مانده و ریشه در چشمه جوشان معرفت دارد می‌تواند ضیافت الهی را دلچسبتر کند.

«چشمه حکمت» سلسله گفتارهایی مجمل اما مفید از ادبیات فارسی در زمینه حکمت، عرفان و دین است که هر سال در ماه مبارک رمضان، از نگاه و قرائت یکی از چهره‌ای ادبی کشور در خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) تقدیم شما خوانندگان روزه‌دار می‌شود تا قطره‌هایی شفابخش از اقیانوس رحمت الهی را در کنار هم بچشیم.

در این رمضان همراه با استاد سیدحسن نورانی؛ شاعر، مدرس و پژوهشگر ادبیات فارسی هستیم و در شانزدهمین قسمت به موضوع اهمیت «روی خوش» انسان پرداخته‌ایم.

در باب روی خوش

در درس‌گفتاری دیگر از سلسله مباحث «چشمه حکمت» با برگی از برگ‌های زرین و لبریز از آدابِ ادب؛ معرفت و عرفان ادب فارسی؛ اینبار با دیوان خواجه شمس‌الدین، حافظ شیرازی با شما همراه هستیم.

در این مسئله تردیدی وجود ندارد که هر بیت از «دیوان حافظ» جهانی از زیبایی و حکمت را با خود حمل می‌کند. برخی از این ابیات از نظر کلام و معنا آنچنان زیباست که می‌توان ساعت‌ها درباره آن سخن گفت.

در این درس‌گفتار نیز با مرور غزلی از دیوان حافظ شیرازی و تمرکز بر یکی از ابیات این غزل درباره درسی از دروس معرفت این شاعر، عارف و ادیب ایرانی با شما صحبت می‌کنیم.

آن بیت مشخص؛ بخشی از خاطرات دوران تحصیل من را نیز با خود به‌ همراه دارد. زمانی ‌که در آخرین روز فراغت از تحصیل از استاد خود، دکتر هشترودی خواستم تا نکته‌ای برای زندگی به من بیاموزد و در حقیقت مرا نصیحتی کند. او این بیت از این غزل که با شما در این درس‌گفتار مرور می‌کنم را به من به‌ عنوان پیشانی فعالیت و زندگی‌ام به اشتراک گذاشت. مطلع این غزل این‌گونه است که:

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش

وز شما پنهان نشاید کرد سِر مِی‌فروش

گفت آسان گیر بر خود کارها کز رویِ طبع

سخت می‌گردد جهان بر مردمانِ سخت‌کوش

وانگَهَم دَر داد جامی کز فروغش بر فلک

زهره در رقص آمد و بَرْبَط‌زنان می‌گفت: نوش

با دلِ خونین لبِ خندان بیاور همچو جام

نی گَرَت زخمی رسد، آیی چو چنگ اندر خروش

این همان بیتی بود که استاد برای ادامه مسیر زندگی به من گفت و بیتی است که استاد همه ما، «حافظ»؛ برای گذران زندگی آن را در قالب آموزه‌ای نغز، ژرف و عمیق به ما آموخته است.

حافظ می‌گوید مانند جامی لبریز از نوشیدنی باش. برخی از این جام‌ها در گذشته وقتی آنها را از بالا نگاه می‌کردید شبیه دهانی خندان بود. حضرت حافظ می‌گوید مانند جام نوشیدنی سرخ‌رنگ باش؛ اگر چه که دل اندرون تو خون است اما دهانش خندان است. نیز تاکید می‌کند مانند ساز و چنگ نباش که وقتی ضربه‌ای، زخمه‌ای و مضرابی به آن می‌زنند، فریادش به آسمان بلند می‌شود!

نکته‌ای که شاید ما انسان‌ها در هر دوره و زمانه‌ای به آن نیازمندیم داریم و در دوره و زمانه حاضر شاید بیشتر به این آموزه حافظ و نکته مهمی که در بطن این غزل نهفته است نیازمند هستیم که نالیدن و ناامید بودن؛ شکوه و شکایت کردن‌های بی‌مورد؛ بیش ‌از آنکه یاریگر ما در زندگی باشد باعث ناامیدی می‌شود.

هرچند جایی ‌که پایِ حق در میان باشد، باید از آن سخن گفت و هر کجا که ناحقی وجود داشته باشد؛ باید جلوی آن ایستاد! اما حافظ می‌گوید وقتی دلت خون و از غصه مالامال است، لبت خندان باشد؛ چرا که این آموزه مهم ادامه حیات را در قالب امیدبخشی به ما جهت طی کردن مسیر زندگی‌مان میسر می‌کند. فراموش نکنیم که ناامیدی برادر کوچکتر مرگ است!

امیدوارم که هیچکدام از مردمان ایران‌زمین؛ تمامی فارسی‌زبانان و تمامی مردمان جهان که در پی حقیقت هستند در مسیر زندگی ناامید نباشند و همیشه لب آنها خندان و دل تمامی هموطنانم هیچگاه از غصه غمگین و پژمرده و خونین‌‎رنگ نباشد.

انتهای پیام

source