Wp Header Logo 2825.png

ادبیات فارسی خاستگاه حکمت و اخلاق و انساندوستی است و از این رو در ماه خدا چیدن میوه‌های رنگارنگی که از اشجار حکمت بزرگان ادب ایران باقی مانده و ریشه در چشمه جوشان معرفت دارد می‌تواند ضیافت الهی را دلچسبتر کند.

«چشمه حکمت» سلسله گفتارهایی مجمل و مختصر از ادبیات فارسی در زمینه حکمت، عرفان و دین است که هر سال در ماه مبارک رمضان، از نگاه و قرائت یکی از چهره‌ای ادبی کشور در خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) تقدیم شما خوانندگان روزه‌دار می‌شود تا قطره‌هایی شفابخش از اقیانوس رحمت الهی را در کنار هم بچشیم.

در این رمضان همراه با استاد سیدحسن نورانی؛ شاعر، مدرس و پژوهشگر ادبیات فارسی هستیم و در نوزدهمین قسمت به موضوع اهمیت «فروتنی» انسان پرداخته‌ایم.

در باب فروتنی

با آرزوی سلامتی، تندرستی و قبولی طاعات و عبادات تمامی همراهان خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) و درس‌گفتارهای «چشمه‌ حکمت» در این قسمت بار دیگر به سراغ کتاب ارزشمند «اسرار التوحید» به قلم «محمد بن منور» که از نوادگان «ابوسعید ابوالخیر» (شاعر و عارف سده چهارم و پنجم هجری قمری) خواهیم رفت و برشی از حکایت‌های این کتاب ارزشمند را با شما قسمت می‌کنیم.

«آورده‌اند کِی شیخ روزی در نشابور با جمعی بسیار بکویی می‌رفتند، زنی پاره خاکستر از بام مینداخت، بعضی از آن بر جامه شیخ افتاد، شیخ از آن متأثر نگشت.

جمع در اضطراب آمدند و خواستند کِی حرکتی کنند با صاحب خانه.

شیخ ما گفت آرام گیرید! کسی کی مستوجب آتش بود با او بخاکستر قناعت کنند، بسیار شکر واجب آید.

جمله جمع را وقت خوش گشت و هیچ آزاری به کسی نرسانیدند و بسیار بگریستند.»

همانطور که پیشتر بیان داشتم در کتاب «اسرار التوحید» منظور از شیخ همان شیخ ابوسعید ابوالخیر است که این کتاب درباره حکایت‌های زندگی او به رشته تحریر درآمده است.

«فروتنی» یکی از ویژگی‌های انسان‌های بزرگ و خردمند است شیخ ابوسعید مریدان بسیاری داشته و فراوان گرد او می‌آمدند.

در این حکایت چنین آمده است که شیخ به همراه تنی چند از شاگردانش در کوچه‌ای از شهر نیشابور در حال حرکت بود که خانمی ناغافل از پشت‌بام خانه‌اش خاکستری را به زمین ریخت.

وقتی لباس شیخ به خاکستری که آن خانم ناغافل از پشت‌بام ریخت، آلوده شد؛ همراهان او بنا داشتند تا خانه آن زن را ویران کنند و به اهالی خانه آسیب برسانند. اما شیخ با این جمله که «من مستوجب آتش خداوند هستم» و با نگاهی فروتنانه می‌گوید که «حال با خاکستری آن عذاب به من قناعت کرده ‌است» جماعت شاگردان و مریدانش را آرام می‌کند. آنها از این گفته استاد متأثر شده‌اند و درس بزرگی گرفتند.

امیدواریم که ما نیز این درس فروتنی را همواره با خود به‌ همراه داشته باشیم تا القاب و عنوان‌هایی که به ما می‌دهند موجب نشود متوهم این شویم که چونان هستیم! چنانکه در همین کتاب «اسرار التوحید» از زبان ابوسعید ابوالخیر می‌گوید که «من، این ‌همه نیستم»!

وقتی ‌که شاگردان و مریدان ابوسعید ابوالخیر در باب تعریف او می‌گویند؛ این عارف بزرگ در پاسخ تمام تمجیدهای آنها می‌گوید که من این ‌همه نیستم. خود و خدای خود می‌دانم که که هستم و چه هستم!

این برای ما نیز صادق است که خود و خدای خود می‌دانیم که چه جایگاه، مقام و چه شخصیتی داریم. آرزوی تندرستی و شادکامی برای همه شما فروتنان روزه‌دار و همراه خبرگزاری ایکنا را از خداوند متعال خواستارم.

انتهای پیام

source