روزنامه ایران نوشت: پانزدهمین جشن بزرگ منتقدان و نویسندگان سینمایی دیشب در کتابخانه ملی برگزار شد. همین رویداد بهانهای شد تا به جایگاه نقد و منتقدان فیلم در شرایط کنونی پرداخته و به نوعی دست به آسیبشناسی نقد فیلم در ایران بزنیم.
واقعیت این است که سینما همچنان از اثرگذارترین رسانههای جهان است اما آیا منتقدان سینما نقش و جایگاهی بایسته در آن دارند؟ مطالبشان چیزی به جامعه میافزاید؟ اصلاً هنوز کسی نقد فیلم میخواند؟ اینها سؤالاتی است که ممکن است یک منتقد فیلم از هر کشوری در سالهای اخیر از خود پرسیده باشد. پاسخ به این سؤالات اما ساده نیست.
چرا منتقدان فیلم مهم هستند؟
راجر ایبرت، از برجستهترین منتقدان سینما، گفته: «نقد فیلم مهم است، چون خودِ فیلمها مهم هستند.» نقد فیلم بهعنوان بخشی ثابت در روزنامهها اوایل قرن بیستم شکل گرفت. امروز فیلمهای قرن نوزدهم و بیستم مورد مطالعه قرار میگیرند و به ما کمک میکنند پیش از پیدایش بسیاری از فیلمهای شناختهشده امروز، فضای فکری و فرهنگی آن دوران را بشناسیم. تفاوت میان «بازبین عادی» و «منتقد حرفهای» شالوده استدلالی است که نشان میدهد چرا نقد فیلم همچنان ضروری است.
منتقد فیلم کیست؟
منتقد فیلم کسی است که آثار سینمایی را تماشا و آنها را بر اساس کیفیت و ارزش فرهنگیشان ارزیابی میکند. نوشتههای او همچون اسنادی از هنجارهای فرهنگی و استانداردهای صنعت در یک دوره خاص عمل میکند و از طریق همین تحلیلها در شکلگیری آینده سینما نقشی کلیدی دارد.
مهمترین رسالت یک منتقد آن است که مخاطب را به سوی عناصر هنری فیلم هدایت کند و به او بیاموزد چگونه ارزشهای زیباییشناختی را دریابد. آنچه برای یک منتقد حیاتی است، نه مدرک آکادمیک در سینما بلکه دانش عمیق نسبت به سینما و اصول نقد فیلم است.
در ایران با نقد و نوشتار سینمایی به عنوان یکی از شاخههای صنفی خانه سینما به شکل حرفهای برخورد میشود و ورود رسمی به این ساختار مستلزم کسب تجربه حرفهای در مطبوعات تخصصی است و میشود گفت به لحاظ رسمی کسی منتقد و نویسنده سینمایی شناخته میشود که در یک جریده معتبر مطالب منتشر شده و تأیید شده داشته و در این امر استمرار داشته باشد اما این یک روی سکه است.
تفاوت منتقد حرفهای و آماتور
امروزه هر کسی با دسترسی به اینترنت میتواند درباره فیلمی نظر دهد و حتی عنوان نوشته پنج خطی پر از دشنام خود را هم نقد بگذارد. با اینکه میشود با کمک هوش مصنوعی در مورد هر فیلمی، براساس آنچه در اینترنت ثبت شده، با انشایی به ظاهر جذاب چیزی شبیه یادداشت و گاه فیلم در دست داشت. از این منظر شاید در دورانی هستیم که برخی از به اصطلاح «منتقدان فیلم»، پیش از نوشتههای خود نیاز به نقد و بررسی دارند.
تفاوت میان یک نوشته سطحی و یک ارزیابی عمیق و حرفهای از یک فیلم بسیار است. منتقدان حرفهای تنها توصیه به دیدن یا ندیدن فیلم ارائه نمیدهند؛ آنها جنبههای فنی اثر، از بازیگری و طراحی صدا تا فیلمبرداری و کارگردانی را به طور مستدل تحلیل میکنند و وظیفه دارند هم سینمای جریان اصلی و پرهزینه و هم فیلمهای کوچک و مستقل را بررسی کنند.
منتقد حرفهای با تحلیل فیلم، کارنامه بازیگران، مسیر هنری کارگردان و تأثیر فیلم بر کل تاریخ سینما، جزئیاتی را آشکار میسازد که از دید تماشاگر عادی پنهان میماند. به این ترتیب، منتقدان میتوانند آینده سینما و آنچه هنر تلقی میشود را در مسیر اصلی خود شکل دهند؛ میتوانند فیلمسازی گمنام را به صحنه جهانی بیاورند یا هیمنه یک ابرپروژه هالیوودی را به چالش بکشند.
نکته مهم دیگر در خصوص منتقدان حرفهای این است که از مطبوعهای که برایش مینویسند حق التحریر دریافت میکنند. مسألهای که در ایران، با توجه به مشکلات اقتصادی در بخش فرهنگ بسیار کم رمق است.
در ایران اولین جرقههای نقد سینمایی به دهه ۱۳۲۰ و پا گرفتن نشریاتی چون «پیک سینما» و یا «سینما و هنر» برمیگردد. پس از نسل اول منتقدان مانند طغرل افشار و هوشنگ کاووسی که معتقد بود «منتقد تپانچهبهدست و شلاقبهدست است»، با سر و شکل حرفهای گرفتن نقدنویسی در جهان، در ایران هم نگاهها تغییر کرد. میشود همچون سعید عقیقی (در مصاحبه با روزنامه شرق) مطمئن بود «منتقد فیلم فقط قلم به دست دارد.» به ویژه که با تغییر فضای محتوایی مجلههای سینمایی پس از انقلاب و راه افتادن جریان جدی نقدنویسی از دهه شصت با ماهنامه «فیلم»، کم کم نوشتار سینمایی به بخش ثابت غیر قابل کتمانی از سینمای ایران بدل شد.
نقد بهمثابه سند فرهنگی
نقد فیلم بازتاب باورها، ارزشها و عادات فرهنگی روزگار است. نوشتههای منتقدان اطلاعاتی درباره موضوعات اجتماعی، سیاسی و… دربردارند. منتقدان فیلم به مخاطبان سینما امکان میدهند مسیر رشد سینما را در گذر زمان پیگیری کنند. براساس پژوهش اووِن ایگان در سال ۲۰۱۸، منتقدان فیلم تأثیر متوسطی بر فیلمهایی با اکران گسترده و تأثیر ضعیفتری بر فیلمهای با اکران محدود و مستقل دارند و نقدهای منفی، چه در اکران گسترده و چه محدود، تأثیر بیشتری نسبت به نقدهای مثبت دارند.
آسیبشناسی نقد در ایران و جهان
اینترنت کاری را با نقد فیلم در ایران و جهان کرده که پیشتر با سکوهای نمایش آنلاین کرد: دموکراتیزهکردن و ارزانسازی. امروز هزاران نفر درباره فیلم مینویسند و دستمزد نقدها به شکل شوکهکنندهای پایین است و مهارت و دانشی که پیشتر برای نقد ضروری بود، به حاشیه رانده شده است. اشتباههای دستوری و تایپی، سوءبرداشت از مفاهیم و برداشتهای سطحی از فیلمهای پیچیده، همگی کیفیت نوشتار سینمایی فردی را پایین آوردهاند. نتیجه آن است که خواندن نقد و یادداشتها در فضای آنلاین اغلب تجربهای ملالآور است. از سوی دیگر با وجود اینترنت مردم همچون سابق سراغ روزنامهها و مجلهها نمیروند تا خواننده متنهای حرفهای باشند.
یک منتقد آمریکایی همراه نقدش از فیلمی تازه، کلیپی ضبطشده از نمایش آنلاین فیلم منتشر کرد تا مردم را ترغیب به دیدن آن کند. او گفت «هیچکس نقدم را نمیخواند، مهم نیست چقدر خوب نوشته باشم.»
در ایران، ورود اینترنت تحولی جدی در فضای نقد سینما بهوجود آورد. پیش از آن، جریان نقد بیشتر در اختیار رسانههای رسمی و چند نشریه محدود بود، اما شبکههای مجازی این انحصار را شکستند تا منتقدان جوان و کمتر شناختهشده امکان دیدهشدن پیدا کنند. این دگرگونی روی دیگری هم داشت و بسیاری از کاربران سینمادوست با تکیه بر این فضا، خود را منتقد پنداشته و با نوعی اعتمادبهنفس سطحی تصور کردند نوشتن چند جمله کوتاه در شبکههای اجتماعی میتواند جایگزین نقد تخصصی شود.
گذشته پرافتخار و حال مبهم نقد
زمانی باور داشتیم منتقدان میتوانند سرنوشت فیلمی را دگرگون کنند. پالین کیل، فیلم بانی و کلاید را از شکست نجات داد. حمایت منتقدان از کوئنتین تارانتینو جوان حیاتی بود. نویسندگان کایه دو سینما در اعتباربخشی به آلفرد هیچکاک در آمریکا و فرانسه نقش داشتند. فیلمساز و منتقد سابق، پل شریدر، اخیراً گفته: «دورهای نقد فیلم شکوفا شد که تماشاگران خواهان فیلمهای بهتر بودند.»
با سهولت فزاینده تولید و دسترسی به فیلمها، نقد نیز گسترش خواهد یافت. در عین حال، حضور گسترده منتقدان آماتور باعث میشود مخاطبان به دشواری بتوانند میان نقد عمیق و حرفهای و نقد سطحی تمایز بگذارند. با این حال، در عصر دیجیتال همه صداها و دیدگاهها جایگاه خود را دارند و به نظر نمیرسد جریان نقد متوقف شود.
نویسنده: جواد صفوی، منتقد سینما
source